You are here:

توبیخ

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: جامعه | روزانه | نظرات

ظهر روز شنبه تلفنم زنگ زد . شماره ای از بیرجند افتاده بود. گفت : میری هستم از دانشگاه بیرجند(رئیس دانشگاه بیرجند). گفتم بفرمائید آقای دکتر . گفت کجایی ؟ گفتم قائنم. گفت کی میای بیرجند . گفتم دوشنبه . گفت یه سر به ما بزن کارت دارم و تمام . کلی با خودم فکر کردم که رئیس دانشگاه از من چی می خواد.

صبح دوشنبه حدود ساعت 9 رفتم بیرجند و دفتر آقای میری. منشی ایشون گفت که چرا الان اومدید آقای دکتر الان جلسه دارند اما گفتن که به آقای بنائی بگید بعد از جلسه میام . با خودم گفتم چه کارمهمی ایشون دارد که یادشان هم مانده است که من قرار است امروز بیام. بگذریم . حدود ساعت ده که مراجعه کردم ، دیدم دکتر میری حضور دارد.

تا رسیدم دکتر شروع کرد به گفتن اینکه هفته پیش که به قاین آمده بودم با دانشجویان صحبت کردم و از شما ناراضی بودند. تعجب کردم . ادامه داد شنیده ام که دیر  سر کلاس حاضر می شوی و دوم هم اینکه به جای خودت دانشجویانی را سر کلاس می فرستی . تعجب کردم.  توضیح دادم که من هر روز ساعت 8 و ربع کلاس را شروع می کنم تا یک ربع به 10 و فکر نمی کردم مشکلی برای کسی پیش بیاید و از همه مهمتر اینکه از وقت کلاس هم نمی زده ام حتی خیلی اوقات تا 10 هم بچه ها سر کلاس بوده اند.

ایشان گفت نه خود این کار باعث بی نظمی است. گفتم چشم سعی می کنم از این به بعد سر ساعت (حداقل منظم تر) سر کلاس حاضر شوم. برای مورد دوم هم گفتم چند روزی برایم کاری پیش آمده بود (درگیر برنامه نویسی شده بودم) و نتوانستم کلاس را تشکیل دهم و برای اینکه وقت دانشجو ها هم هدر نرود به یکی از دانشجویان خوب ترم بالاتر گفتم که کلاس را با کار عملی برگزار کند . ایشان گفت نه ، باید تعطیل می کردی . گفتم چشم و حرف خاص دیگری گفته نشد و از دفتر ایشان خارج شدم.

بسیار متعجب بودم و با خودم می گفتم در شان یک رئیس دانشگاه نیست به خاطر مسائل به این سادگی که پای تلفن هم می توانست بگوید یا به آقای طیب می گفت که به من اعلام کند، یکی را به بیرجند احضار کند و شفاهی توبیخ نماید . از طرفی حتی یک نفراز دانشجویان، موضوع را با خودم مطرح نکرده بود چون اگر واقعاً می دیدم رفتارم آزاردهنده است خودم اصلاحش می کردم . حتی دو جلسه ای که بدون حضور من برگزار شد هم بعضی ها تشکر کردند که مطالب جدیدی یاد گرفته اند.

خیلی دوست داشتم آقای میری به جای توسری زدن چند ایراد ساده (البته از دیدمن) اول از زحماتی که کشیده بودم تشکر می کرد بعد اشکالاتم را می گفت اینطوری حداقل حس انتقاد به من دست می داد .

بگذریم تصمیم گرفته بودم با بچه های ترم دو دیگر درس برندارم چون من می دانم اگر درگیر کارهای برنامه نویسی تجاری و بازاری نشوم هیچ وقت نخواهم توانست یک استاد به روز و خوب باشم و توقع داشتم آنها این موضوع را درک کنند و اگر گلایه ای هم هست اول به خودم بگویم . اما بعداً گفتم ولش کن اونی که باید بفهمه، می فهمه و شاید هم کار من واقعاً خیلی زشت بوده که همه زحمات دیگرم را تحت الشعاع قرار داده است.

هر چند با صحبتهای مختلفی که کردم یک فرضیه در من قوت گرفت که این کار ممکن است اصلا از جانب دانشجویان نبوده و بلکه مسوولین محترم خواسته اند یک گوشمالی به بنده از زبان دانشجویان بدهند.

اینا همش خاطره است و به قول قدیمی ها زمستان می گذرد و سیاهی به ذغال می ماند ......

نظرات (11)Add Comment
0
...
نویسنده يه دوست, ژوئن 16, 2010
سلام
با همه ي اينكه مخالف تفكراتت در زمينه هاي سياسي هستم و اين هم تقصير خودت نيست چون اكثر دانشجويان دانشگاههاي بزرگ همه به سمت ليبرالي و غربي شدن كشيده مي شن مي خواستم بابت تجربياتي كه تو سايت مطرح مي كنين تشكر كنم
ضمن اينكه
لا يكلف الله نفسا الا وسعها
0
حق با طرفین است
نویسنده سید محمد مهدی احمدیان زاده, ژوئن 16, 2010
سلام استاد
خسته نباشید . اینطور که معلومه باز هم سرتون بسیار شلوغه و بسیار درگیر کارهای تجاری هستین و البته کاملا حق با شماست . استادی که علم روز نداشته باشه و ندونه که تو دنیای ای تی چه خبره به هیچ وجه نمی تونه دانشجویانی تربیت کنه که تو زندگی ایندشون موفق باشن و بتونن از علمشون کسب در امد کنن .
اما استاد ، از ترم یک هم اگه یادتون باشه من همیشه ازتون انتقاد می کردم و برخی مشکلات رو از نگاه خودم و سایر دوستام بهتون می گفتم .
این موضوعی که امروز مطرح شده شاید از طرف مسئولین دانشگاه باشه اما قسمتی از اون هم به دانشجویان برمی گرده . چون چند باری برخی از دانشجویان ترم پایینی نیز این نکته رو در مورد شما به من گفته بودن و تو سفر قبلیم به قائن سعی کردم یک جورایی بهتون بگم اما نمی دونم تونستم درست منظورم رو برسونم یا نه .. به هر حال کار بازار گاهی اوقات باعث میشه از هدف اصلیتون که همون تدریس هست عقب بیفتین و دوباره به عنوان دانشجوی منتقدهمیشگیتون این خواهش رو دارم که سعی کنین تا اونجا که در توانتون هست بازار رو فدای درس کنین نه تدریس رو فدای بازار و مشغله های اون...
البته کاملا هم باهاتون موافقم که دانشجویانی که این موضوع رو با اقای میری مطرح کردن می بایست بیان و اول موضوع رو با خودتون مطرح کنن ....
به هر حال به قول خودتون می شه یک تجربه بسیار عالی برای اینده کاری و تدریس تون ...
همیشه موفق و موید باشین
0
...
نویسنده انتقاد, ژوئن 17, 2010
salam ostad mikhastam azatoon ye khorde enteghad bekonam.
age janbe nadarid baghie neveshtaro nakhoonid.
bishtare daneshjooyan shoma az shoma narazi hastan midoonid chera ?
akhe shoma kheyli az khod razi hastid va fekr mikonid ke asemoon dahan va karde o shoma oftadid pain.
faghat inke adam az daneshgah tehran madrak begire mohem nis.daraje va etebare vase adam nemiare be onvan mesal aghaye poorhatam khodemoon kheili mahboob tar va morede ehtram tar az shomast chon ham raftare khoobi dare ham hamishe havie hamaro dare.ammmmmmmma shoma az harki khoshet biad bahash khoobi va az har ki ke khoshet nayadhar tor ke beshe mikhay moskharash bokoni ke in badtarin moshkel shomas
mahze etelaetoon begam ke bishtare daneshjoohay daneshkade aslan tahamol didan shomaro nadaran.
dige nemikham edame bedam chon midoonam ke kheyli behetoon bar mikhore.

yekam khodeto eslah kon.ostaddd
0
...
نویسنده ناشناس, ژوئن 17, 2010
سلام
فقط می خواستم در جواب دانشجوی عزیز بگم که اولا درست نیست که انسان با استادی که حق بزرگی بر گردن دانشجوهاش داره اینطوری صحبت کرده
تازه ، یادت باشه که انتقاد کردن هم برای خودش راه و رسمی داره و نکته اخر اینکه درست نیست ادم نظر خودش رو نسبت به همه و یا اکثر دانشجویان دانشکده بده ...
یاد کلام حضرت علی (ع) باش که می فرماین هرکس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خود کرده پس یک استاد هرچند از لحاظ اخلاقی البته از نظر شما در سطح خاصی باشه اما باز هم قابل احترامه ....
0
...
نویسنده مزارعي, ژوئن 18, 2010
سلام استاد علاوه بر اينكه آقاي ميري ميخواستن اين حرفاي ساده رو كه به قول خودتون ميشد پاي تلفن هم گفت يه اتفاقات ديگه هم احتمالا براتون دارن كه شايد ريشه در اتفاقات ديگه داره كه دعا ميكنم اونقدر با احتياط عمل كنيد كه جايي براي بهانه واسشون نمونه.چون اونطور كه من آقاي ميري رو ديدم بعيد ميدونم واسه اين چيزا كه توي نظرخواهي دانشجوها آخر ترما برگزار ميشه و دانشجوها اونجا هم مطمئنا راحت تر نظرشون رو راجع به شما ميگن شما رو بكشونن دفترشون،اگه واسه همين تنها بوده تعجب آوره بسيار زياد...ولي ناگفته نماند كه تمركز روي بازار جايي واسه تدريس نميذاره چون استادي كاريست كه تمام همّ و غم استاد دانشجوهاش ميشه ولي اگه قرار باشه هر دوش باشه مطمئنا هردو ناقص انجام ميشن.
موفق و سلامت باشيد..
0
...
نویسنده دانشجو, ژوئن 19, 2010
سلام به همه
چه قدر خوب شد که این بحث را ه افتاد تا حرف های ناگفتنی گفته بشه
استاد شما به گردن ما خیلی حق دارین. من خودم از طرفدارای شما هستم و همیشه از شما و اخلاقتون تعریف کردم . چیزای زیادی از شما یاد گرفتم هم از بعد علمی و هم از جنبه های دیگه. رفتارتون با بچه ها سرکلاس واقعا ستودنیه. اما احساس می کنم چند وقتیه عوض شدین دیگه اون جوری که قبلا بودین نیستین. به همه چی و همه کس بدبین شدین.
وحتی تا حدودی به حرفای کامنتی که با نام "انتقاد" نوشته شده بود موافقم. این موافقتم برای مخالفت با شما نیست بلکه دوست دارم همون استادی بشین که ترمای قبل بودین. دوست ندارم این انتقادا و حرفا رو دیگه چه اینجا و چه تو جمع هم کلاسی ها زبون بچه ها بشنوم.
دست علی یارتون.
0
جوابیه به همه ی منتقدین
نویسنده رضا نباتی, ژوئن 19, 2010
با سلام و درود بر محمد و آل او
استاد سلام علیکم
نمی دونم این نامه رو چه طوری و چه جوری آغاز کنم ولی از هر چی که بگذریم نمی تونیم از زحماتی که استاد برای همه کشیدند بگذریم...
ما هنوز یادمون نرفته استاد توی کلاسهای برنامه نویسی و وب و تحلیل سیستم چه زحماتی رو برای ما کشیدند اگر چنین کرده باشم به خدای احد و واحد قسم که ظلم کرده ایم...
با کمی تحقیق از دانشگاههای اطراف و خود بیرجند که تحقیقاتی در مورد سطح علمی انجام دادم و بازار کار در تهران که بهم پیشنهاد شد و خیلی مایل به استخدام من بودن ، به این نتیجه رسیدم که استاد چه زحمتی رو برای ما تقبل کرده اند...
از طرفی دانشگاه های کشور هم تئوری خوب آموزش می دن و قتی دانشجو فارغ التحصیل میشه تازه می فهمه که بهش چه ظلمی کردن...(نمونه بارز یکی از اساتید دانشکده ی خودمون که ارشد هوش مصنوعی هست )
یادتون نره شما دانشجوی نرم افزار هستید الان که خودم به خیلی از زبانها آشنایی دارم واقعا به این باور رسیدم که برنامه نویسی و علم نرم افزار یک شغل نیست بلکه یک حرفه هست ولی افسوس که بعضی از منتقدین اصلا آن را درک نمی کنند تقصیری هم ندارند این طور بار اومدید . همتون یا دیدگاه های پوپولیستی دارید و یا حزب بادی هستید...
یادتون نره درس وب که داره توی دانشکده ی شما ارائه می شه خیلی از دانشجویان این رشته اون رو تو دوره ی کارشناسی می گذرونن و حتی هوش مصنوعی که استاد می خواستن ترم چهار به ما ارائه کنند(که مشکل داشتن و نشد) در مطرح ترین دانشگاه کامپیوتر (زنجان-کاردانی به کارشناسی)هم ارائه نمیشه...
نمی دونم اومدید دانشگاه وقت خودتون رو بگذرونید و یا اینکه واقعا اومدید تا مرحمی بشید بر زخم ناعدالتیهای این جامعه به ظاهر اسلامی و بی عدالت. ولی تو رو به حضرت عباس اگه من به این مقوله خیلی معتقدم و حتی چند بار هم به خاطر احترام به نظریه خودم درگیری کردم ، من معتقدم که گر خادم نیستی خائن مباش. اگه همه ی افراد به این نظریه احترام بذارن هیچ دغدغه ای در جامعه ی اسلامی نخواهیم داشت.
یادم میاد وقتی بچه بودم در یک کارگاه خیاطی پادوی دو چرخکار افغانی بودم ، شاید با هم هم مسلک و هم مذهب نبودیم ولی با هم به معنای واقعی برادر بودیم ، به خدای یکتا قسم من می دیدیم که چگونه این دو چرخکار برای اینکه کار یاد بگیرند چه قدر از وقتشون می زدند ، خیلی وقتها هم جمعه ها کار می کردند ، اون موقع از صبح 8 الی 11 شب کامل کار می کردیم حتی بدون استراحت. اون افغانی ها در بحبوحه جنگ به کشورشان برگشتند تا به درد جامعشون بخورند ولی ما ایرانی ها چی؟؟ فقط یاد گرفتیم که خوب سر همو کلاه بذاریم (الحمد لله کاری که جز دزدی در ایران رواج داشته باشد نیست هیچ کار دیگری نیست) اگه خدا یه کمی انصاف بهمون بده می فهمیم که چه نعمتی رو در دست داریم...
من یادم نمیره وقتی در یک مکانیکی ماشن آلات سنگین که کار می کردم ، مهندسی بود که از اون مکانیک حقوق و مزایای کمتری داشت ، می دونید چرا چون اون بدبخت فلک زده کار بلد بود ولی اون مهندس چی ؟؟ اون مکانیک بدبخت دو فرزند عقب مانده و معلول داشت که برای تامین هزینه های زندگی و درمان فرزندان مجبور بود کار کند. اون مکانیک تکنسین ماشین آلات کاترپیلار و bob cat بود فردی با این تخصص می تونه در کشوری مثل آمریکا میلیونها تومن درآمد داشته باشه. پس دولت و مملکت ما اگه واقعا اسلامیه باید کاری کنه که من مثل بلعم باعورا علمم رو در اختیار بیگانگان قرار ندم.
شما هر جای جامعه ی لعنتی ایران که پا بگذارید همینطورست که به کسی که کار بلده بها ندهند
از طرفی شما شهرستانی ها نمی دونید دولت تبصره ای وارد کرده که مبلغی از من تهرانی که با چهار پنج ماه حقوق نگرفتم چه طور هزینه ای پشت قبوض آب برق گاز به خاطر زندگی در شهر به اصطلاح مفرح و دارای امکانات به شماها بپردازم . اکثریت شما که پیرو دین و آیین محمد هستید ، نفهمیدید که محمد گفت : هر که از خواب بیدار شود و دغدغه مسلمانی نداشته باشد از ما نیست.
بیاید دلمون به حال خودمون بسوزه ، به حال کشورمون ایران که زمانی سرآمد فرهنگ و رسوم ملل بود و الان نیست
من با گفته ی دوستمون که درس رو نباید فدای بازار کرد به کل مخالفم (چون واقعا حرفی از روی بی فکری بوده)، هر کسی که در این کار حضور داشته باشه خیلی خوب می دونه که چیزی جای تجربه رو نمیگیره (اون هم توی علم نرم افزار)
تو رو به امام حسین اگه دلتون به حال مردم نمی سوزه بکشید کنار ، می دونید دولت واسه تک تک شما چقدر هزینه می کنه ، شما تو دانشگاه غذاهایی می خورید که حتی فکر می کنم ماهی یکبار روی اون غذا رو هم نمی تونید ببینید...
از استاد عزیز و زحمت کش خواهان اینم که به اندازه ی فهم دانشجویان وقت بذارن چون واقعا به این نتیجه رسیدم که نباید به این جماعت دل سوزاند...
روی این موضوع خیلی فکر کنید : گر خادم نیستی خائن مباش
بیائید مثل تفکر یک افغان دلمون به حال هم بسوزه؟؟
اگه استادمون هم کافر باشه(که نیست) به خاطر این همه محبت که به ما کرده احترامش بر همه واجبه؟
به امید ظهور یگانه منجی عالم بشریت (که الحق و الانصاف نجات ایران و جهان فقط و فقط به دست اونه)
به امید پرورش تکنسینهای علمی باسواد به جای تئورسینهای بیسواد
والسلام علیکم و رحمته الله برکاته
0
...
نویسنده کامپیوتر84, ژوئن 19, 2010
سلام استاد
واقعا بی انصافی که زحماتی که شما برای دانشجوهاتون میکشینو نادیده گرفت :s الانونمی دونم ولی اونوقتی که ما قاین بودیم شماهیچ چیزی برای ماکم نذاشتین ومن اینوازافتخاراتم میدونم که شاگرد شما بودم هرچند شاگرد خوبی نبودم

smilies/smiley.gif
0
اينش سزا نبود ...
نویسنده منيره صالح نيا, ژوئن 20, 2010
جناب آقاي بنايي
من آشنايي نزديكي با شما نداشتم (متاسفانه) اما در دنياي مجازي با شما آشنا شدم و بعد از قبولي خواهرم در دانشكده قاين و حضور يك هفته اي من در بين دانشجويان خوابگاهي، متوجه شدم كه دانشكده فني قاين علي رغم كوچكي فضا، ذخيره بزرگي از علم و فن را در خودش جاي داده و مطمئناً اين امر با حضور اساتيدي چون شما محقق شده است.

خواندن اين متن و بعد از آن نظراتي كه اينجا اعلام شده بود به من ثابت كرد كه شما انسان بزرگي هستيد كه معناي واقعي زنده باد مخالف من را در عمل نشان داديد.

من مطمئنم كه روح بزرگ و سعه صدر حضرتعالي، عدم رعايت عفت كلام و انصاف از سوي برخي افراد را تحمل كرده و تنها از انتقادات سازنده و به جا كمال استفاده را خواهد برد.

در پناه حق استوار باشيد و سرفراز
به اميد ايراني آباد و آزاد
0
...
نویسنده ايران اسلامي, ژوئن 25, 2010
سلام خانم صالح نيا شما خوب از آب گل آلود ماهي ميگيريد.ايران آباد!!!اسلام رو كه پاكي و عفتت رو مديونشي پس كجا رفت؟؟به قول آقاي نباتي گر خادم نيستي خائن مباش.از حرفها هدفها بر مياد.اقاي نباتي شما هم پيش بيگانه اي كه رنگ خودي به خودش زده ناله نكن كه بهانه دستشون بدي.او از حرفاي تو برداشتي ميكنه و در بوق و كرنا ميكنه و قشنگ تحويل خودت ميده.
0
كدام اسلام؟
نویسنده منيره صالح نيا, ژوئن 26, 2010
متعجب شدم از اينكه دوستمون چرا فكر ميكنند ايران آباد و آزاد با ايران اسلامي تفاوت داره؟!!!
اسلامي كه من به اون ايمان دارم اگر درست بهش عمل بشه نتيجه اش جز داشتن يك سرزمين آباد و آزاد نيست

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy
آخرین بروزرسانی ( جمعه ، 6 مرداد 1391 ، 12:11 )