You are here:

جوان ، امید ، آینده

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: جامعه | روزانه، نظرات

چند روز پیش یکی از دوستان که به تازگی از رشته برق قدرت دانشگاه بیرجند فارغ التحصیل شده است زنگ زد و قرار گذاشت همدیگر را ببینیم. می دانستم ازدواج کرده و سربازیش هم تمام شده است و دنبال کار است.

پس از احوالپرسی ، در مورد تجارت الکترونیک پرسید . تعجب کردم . توضیح مختصری دادم و پرسیدم تجارت الکترونیک را برای چه لازم داری ؟ گفت راستش مدتیه بیکارم و جویای کار. به ذهنم رسید بیام تو این حوزه چون هم سرمایه خاصی نمی خواد هم کلی ایده دارم . در مورد ایده ها صحبت کردیم . ایده های خوبی هم توی ذهنش بود مانند سایتی برای خانواده ، تخصصی برای مهندسین برق و غیره . باهاش همرای بودم فقط به چند نکته اشاره کردم اول اینکه این کارها زود جواب نمیده و باید در بازه حداقل یک سال برای جذب مخاطب و احیاناً درآمدزایی حساب کنی . نکته بعدی به روز کردن مداوم سایت و داشتن مطالب نو و بدیع و پرهیز از تقلید کاریست. نکته سوم هم استفاده از فناوریهای نوین وب .

اما با این وجود راهنمائیهای لازم را انجام دادم و گفتم که دنیای آینده دنیای اینترنته و اگر صبر و جدیت لازم را داشته باشی ، جواب لازم را میگیری. سایت واچین را برایش مثال زدم که با ایده مزون آنلاین عروس و راهنمای خرید دامادی توسط یکی از دوستان به تازگی راه افتاده با کلی شور و اشتیاق اولیه که اگه به همین صورت کار کنند و خسته نشوند، به جواب خواهند رسید.

بحث مهم بعدی بحث کار بود که گفت به خیلی جاها مراجعه کرده اما به در بسته خورده و منتظر نتایج استخدامی ها و آزمونهایی است که داده اما خیلی امیدوار نبود. بهش پیشنهاد کردم بره جنوب . گفت نه جنوب از وقتی کارها افتاده دست سپاه دیگه واسه ماها کار نیست هر چند به نظر کارها هم خیلی کم شده است . تعجب کردم.

داداشم هم از وضع نه چندان راضی کننده بازار کار برنامه نویسی در تهران می گفت و اینکه دیگه اون پروژه های قدیم که شرکتها را وادار به استخدام نیرو با حقوق مناسب می کرد وجود نداره و در کل اوضاع مناسب نیست.

توی رشته کامپیوتر امروزه فارغ التحصیلان زیادی می بینم اما دید مدیریتی که بتونه از این پتانسیل ها استفاده کنه وجود نداره ....

 

دلم  تنگ است

دلم مي سوزد از باغي كه مي سوزد

نه ديداري

نه بيداري

نه دستي از سر ياري

مرا آشفته مي سازد چنين آشفته بازاري

نظرات (1)Add Comment
0
...
نویسنده دانشجو, اوت 19, 2010
سلام استاد
خسته نباشین،میگم این شعر که بوی ناامیدی میده
بهش بگین جوینده یابنده است
حالا بازهم خوب شد من رشته ام و عوض کردم
:s

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy