You are here:

درس یا شوهر؟

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: جامعه | روزانه، نظرات

یکی از دوستان حدود یکسال و اندی پیش بالاخره دل به دریا زد و به جرگه متاهلین پیوست. بعد از مدتی درباره ازدواجش که پرسیدم گفت خانمش فوق لیسانس پیام نور قبول شده و بیشتر ایام هفته مشهد است. یواش یواش بینشان اختلافی بوجود آمد. این آقا سعید ما از خانمش خواهش میکنه حالا که تو هفته فقط دو روز درس داره، بقیه هفته را برگردد قاین تا با هم باشن . بالاخره اول زندگیه و کلی شوق و اشتیاق. اما ایشون و خانواده اش با این استدلال که شما نمی خواهی دخترمون پیشرفت کنه ، خودت قبول نشدی حالا داری سنگ جلوی پای دخترمون میگذاری، اگه راست میگی انتقالی بگیر برو مشهد و از این حرفا با این پیشنهاد مخالفت می کنند.

موضوعی که خیلی راحت قابل حل شدن بود به دلیل لجبازی دختر و پشتیبانی نادرست خانواده دختر به جاهای باریک کشیده شد. تا جایی که دختره مهریه اش را به اجرا میگذارد و این بنده خدا هنوز تو دوران عقد 15 میلیون تومان نقد به دختره میده و بقیه مهریه هم قرار شده قسطی پرداخت بشه.

امروز که دیدمش گفت تقاضای عدم تمکین کردم و طرف توی دادگاه حاضر نشده و بهانه جویی های الکی کرده به طوریکه قاضی هم به من گفته این زن زندگی نیست و بهتره اصلاً تمومش کنی.

ناراحت شدم که یک زندگی به همین سادگی از هم پاشید. می گفت پدر دختره گفته این بره فوقش را بگیره می ره دانشگاه درس میده ماهی 1 تومان درآمد داره . تو باید از خداتم باشه . واقعا ازین خبرا نیست . به عنوان کسی که چندین ساله توی دانشگاه هستم این حرف هیچ پایه و اساسی نداره . یکی از دوستان تعریف می کرد طرف با دکتراش زنگ میزنه می گه اگه چند واحد درس برام بذارید ممنون میشم اونوقت این طرف ما فکر میکنه با این رشته ای که داره و فوق پیام نور که بگیره همه جا منتظرشن و من میدونم که همینطوریه .

ثانیاً در فرض هم که این طور باشه ، ارزش یک زندگی با محبت و با عشق هزار تا دکترا می ارزه و به دوستم گفتم خداتو شکر کن که با دختری با این سطح فکر اصلا زندگیتو شروع نکردی .

رفتار خانواده دختر هم برام جالب بود که به جای پا درمیانی و جلوگیری از عمیق شدن ماجرا، علاوه بر تحقیر این رفیق ما، آتش دعوا را هم پررنگ تر کرده اند.

تنها کاری که برای این رفیقم انجام دادم ، دلداری بود و پیشنهاد یک مورد برای ازدواج ......

نظرات (9)Add Comment
0
...
نویسنده ف, اوت 25, 2010
واقعن براي اون دختر متاسفم كه زندگيشو،عشقشو،احساسشو،شوهر شو فداي مدرك كرده!!!!! :s
0
...
نویسنده سعيده, اوت 27, 2010
مدت هاست كه توي محافل علمي سر آمار بالاي طلاق ايران و علتش بحثه.من شخصا از دكتراي روانپزشك زيادي كه توي اين وادي كار كرده اند شنيده ام كه حدود 70 درصد!! از طلاق هاي ايران به علت مشكلات ج ن س ي و عدم آگاهي مردم هستش.در حالي كه وقتي علت طلاق ها بيان ميشه ما چيزيايي رو ميشنويم و عموما بيان ميشه كه اصلا هيچ ربطي به ماجرا نداره و اصلا باور كردنش به عنوان دليل طلاق مسخره به نظر ميرسه.در مورد اين مورد خدا ميدونه ولي باور كنيد خانوم ها به اين راحتي از مردي كه بهش علاقه داشته باشن دل نمي كنند.
يادمون باشه قضاوت سخت ترين كارهاست.
0
...
نویسنده 1دختر دانشجو, اوت 27, 2010
البته معلوم نیست واسه این دختر عشق و احساسی نسبت به اون آقا وجود داشته بوده واگرنه؟!!!!؟
پاسخ شمایی که گفتین متاسفین
0
...
نویسنده دختر دانشجو, اوت 27, 2010
گاهی اوقات هم تقصیر خانواده ها میشه(با طرز فکر قدیمیشون)
مثلا خودم میگم بزلرین درسم تموم شه به آرامش برسم بعدش ازدواج کنم بچسبم به زندگی
مامانم میگه از کجا معلوم اونوقت شوهر گیر بیاد
آخه من کو تا ترشیدگی ؟؟تازه من موقعیتم هم خوبه
خودش هوس داماد کرده منو میخواد فدا کنه
حالا آب بیار حوض پرکن
0
...
نویسنده roz, سپتامبر 01, 2010
سلام
این آقا قبل از ازدواج چقدر در باره این دختر خانم شناخت داشت؟
آخه چرا بعضی آقایون چشماشونو میبندن یکدفعه که باز میکنن میبینن دلشون میخواد زن بگیرن؟حالا چه کسی را بگیرن؟
یکی را میگیرن دیگه!!!!!!!
آخه هر آدم عاقل و بالغی میدونه یه روزی باید ازدواج کنه
بهتر نیست بجای بستن چشمها ، اونارو بازکنیم ودر موقعیتهای مختلف زندگی دنبال نیمه ی گمشده ی خودمون باشیم؟
یا کلاً واسه ی امر مهم ازدواج وقت بیشتری صرف کنیم؟
ازاین جور موردها زیاددیدم البته همش به طلاق منجر نشده ولی میتونست بهترباشه
بعضی ها میگن دیگه قسمته،آخه پس خدا عقلو واسه جی به آدم داده؟
0
...
نویسنده a guest, سپتامبر 02, 2010
به به واسه کارای خیر هم که قدم برمیدارید.پس اگه هنوز هم سراغ داری دو سه تا به منم معرفی کن.قربون دستت...البته اگه بین 18 تا20باشن عالیه. :lol:
0
...
نویسنده a guest, سپتامبر 05, 2010
حالا با این تفاسیر اگه یه نفر تحصیلات نداشته باشه ولی از لحاظ اخلاقی انسان سالمی باشه آیا مناسبه؟
0
...
نویسنده بی بی جون, سپتامبر 16, 2010
یک طرفه به قاضی نرین!!!!معلوم نیس این آقا پسر همهی حرفارو گفته باشه!باید حرفای دو طرفو شنید!!اما در کل سعی کنین کمتر تو دانشگاه عاشق بشین!!عاشق شدین عقلتونو نذارین کنار .البته این حرفا بیهودس>عشق که از یه در میاد عقل از اون در دیگه میره>>مخصوصا عشق دانشجویی
0
...
نویسنده a guest, سپتامبر 22, 2010
به نظر من شما نباید این موضوع را به درس خواندن اون خانم ربط بدین.اصلا تاپیک درس یا شوهر؟ به هیچ عنوان مناسب نیست. موضوع اختلاف فکرو احساس و عقیده بوده . ممکن بوده سر هر چیزی این اختلاف و جدائی به وجود می اومد. اگر اینا اینقدر تفاهم و درک از هم رو نداشتن به هر دلیل دیگه ای هم جدا می شدن. چه خوب که درس بهونه ای شد که زودتر جلوی مشکلات بعدی رو بگیرند.

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy
آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 3 شهریور 1389 ، 06:55 )