You are here:

یادی از یک مرد بزرگ - کوروش کبیر

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

Tags: تاریخ | روانشناسی | نظرات

امروز هفتم آبان ، روز جهانی کوروش کبیر بنیانگذار سلسله هخامنشی است . برای من خیلی جالب است که در رسانه های ایرانی این خبر بسیار کمرنگ است و صدا و سیما در این زمینه کاملاً ساکت است. نکته جالب تر اینکه در تمام تاریخی که در طی دوران 12 ساله دانش آموزی خواندیم اصلاً شاه خوب وجود نداشت . هر چه بوده ستم بوده و غارت و وطن فروشی و عیاشی در صورتیکه واقعاً اینگونه نبوده است.

مدتی پیش مقاله ای تحلیلی راجع به انوشیروان عادل خواندم و بسیار تعجب کردم چون کارهای زیربنایی و مفیدی برای ایران انجام داده بود مانند سیستم مالیاتی عادلانه براساس درآمد افراد و نیز تشکیل یک ارتش حرفه ای. (هر چند کارهایی غیرقابل دفاع نیز انجام داده بود مانند بدرفتاری و قتل عام پیروان مزدک) اما درباره کوروش هر چقدر جستجو کردم جز شرافت و بزرگواری و عظمت روح ندیدم . حتی بزرگانی مثل علامه طباطبایی و علامه مطهری کوروش را همان ذوالقرنین قرآن می دانند. در تعجبم که چرا درباره این شخصیت بزرگ که جزء افتخارات ایران است و حتی منشور کوروش به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته می شود، این همه کوتاهی می شود. به نظرم نظام شاهنشاهی رژیم گذشته، آقایان را از هر چی شاه است ، ترسانده است در صورتیکه غیر از پیامبر اکرم و حضرت سلیمان سلام الله علیهما، بقیه پیامبران ، حاکم نبودند (تاجایی که به یاد دارم) و تنها مروج دین بودند و بر خلاف نظام سیاسی اسلام که شاهنشاهی نیست ، در سایر ادیان ، حاکم یا شاهنشاه با پیشوای دینی متفاوت بوده است.

در هر صورت قسمتی از منشور کوروش را به عنوان حسن ختام ذکر می کنم :

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،

کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت

و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

 

من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید

 

من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد

و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد .

من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرسد

و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ،

مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ،

 

و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ،

مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند .

نظرات (4)Add Comment
0
درودی به بزرگی نام کوروش نثار دوستدارانش!
نویسنده fs7, اكتبر 29, 2010
تبريكات بسيار

جا داره به ياد كوروش بزرگ اين شعر سيمين بهبهاني رو هم بيارم:

هرگز نخواب كوروش
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد


دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد
0
...
نویسنده a guest, اكتبر 29, 2010
نبشته کوروش بزرگ پادشاه ایران،بابل 538پیش از میلاد
من کوروش

پادشاه جهان ،شاه بزرگ،شاه نیرومند،شاه چهار گوشه جهان
پسر کمبوجیه،نوه ی کوروش،نبیره ی چیش پیش ، شاهان بزرگ،شاهان انشان از تبار پادشاهی ای جاودانه آنکه پادشاهی اش را خداوند دوست می دارد
آنگاه که من آشتی خواهان به بابل اندر شدم مردم گامهای مرا به شادمانی پذیرفتند . سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر میداشتند نگذاشتم رنج و آزاری به مردم ان سرزمین وارد آید.
من برده داری را بر انداختم درماندگی هاشان را چاره کردم فرمان دادم همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی انها را نیازارد من همه شهرهای ایران را از نو ساختم همه نیایشگاه های بسته شده را گشودم همه مردمان آواره را به جایگاه های خود برگرداندم. خداوند بزرگ از کارهای نیک من خشنود شد بشود که دلها شاد گردد
0
...
نویسنده a guest, نوامبر 02, 2010
باسلام استاد
من در حدي نيستم كه رونوشته هاتون نظر بدم
اما راجع به مطلبي كه گفته بوديد غير از اين دو پيامبر كس ديگه اي از پيامبران حاكم نبوده بايد بگم كه:
تا اونجايي كه ما شنيديم هيچ وقت جامعه آمادگي حكومتي كه مد نظر پيامبران بوده رو نداشته و در طول تاريخ تا اينجا فقط انقلاب اسلامي نوعي از حكومت ديني كه همه پيامبران مي خواستند همچين حكومتي حاكم باشه. فكر كنم مطلب هم از امام خميني هست ولي دقيق يادم نيست.
و نكته ي بعدي اينكه شاه آقايان را نترسانده بلكه اين خود مردم هستند كه نسبت به تاريخ شاهها بي تمايلند و نمونه عينيش رو مي تونيد تو استقبال گرم مردم قم از رهبري ببينيد.
0
چشمان خودت کو؟؟
نویسنده a guest, نوامبر 03, 2010
یکی از شاگردان شیوانا جوانی ساده و صادق بود که نسبت به همه اهل مدرسه خوشبین بود و سفره دل خود را نزد همه باز می‌کرد و هیچ‌کس را بد نمی‌دانست. همه شاگردان هم او را دوست داشتند و با او بیشتر از بقیه صمیمی بودند. روزی شیوانا دید که این شاگرد جوان و ساده با پسر کدخدا و چند نفر دیگر از جوان‌های شرور دهکده در بازار دهکده هم‌صحبت است. شیوانا او را صدا زد و گفت: "وقتی با این افراد صحبت می‌کنی مواظب چشم‌هایت باش!"
شاگرد ساده‌دل مات و مبهوت به چهره شیوانا خیره شد و باحیرت گفت: "من چشم‌هایم سر
جایش هستند و اصلا به کسی اجازه نمی‌دهم به آنها آسیب برساند. شما خاطرتان جمع باشد." سپس دوباره به جمع دوستان جدید اما شرور خود پیوست.
یک هفته بعد شیوانا در حیاط مدرسه نشسته بود که ناگهان متوجه شد از داخل سالن کلاس سر و صدای بلندی برخاسته است. به آنجا رفت و با تعجب دید که شاگردان مدرسه گرد دوست ساده و قدیمی خود را گرفته و به او اعتراض می‌کنند چرا در مورد آنها نزد بقیه بدگویی و غیبت می‌کند و صفات دروغ و ناشایست را به دوستان خود نسبت می‌دهد. شیوانا شاگردان را به سکوت دعوت کرد و مقابل شاگرد ساده‌دل ایستاد و با انگشت به چشمان او اشاره کرد و گفت: "قبل از اینکه با پسر کدخدا و دوستان شرورش نشست و برخاست کنی با چشمان خودت تمام بچه‌های مدرسه را پاک و درستکار می‌دیدی. اما اکنون بعد از چند هفته همنشینی با دوستان شرورت چشمان خود را از دست داده‌ای و چشمان آنها را به عاریت گرفته‌ای. به همین خاطر در چهره دوستان مدرسه‌ات نیرنگ و فریب و چیزهایی می‌بینی که چشمان جدیدت به تو دیکته می‌کنند. وقتی آن روز به تو گفتم مواظب چشم‌هایت باش منظورم این بود که مواظب باش آنها پنجره پاک و سالم نگاه تو را با پنجره کدر و ناسالم خود عوض نکنند. سعی کن دیده خود را بشویی و کمی در مورد تغییر نگاهت و نادرستی برداشت‌ها و قضاوت‌های جدیدت نسبت به دوستان قدیمی فکر کنی. مطمئنا آنقدر ناراحت خواهی شد که برای همیشه چشمانت را از دوستان شرورت پس خواهی گرفت و ارتباطت را با آنها برای همیشه قطع خواهی کرد."

**************************
اندكی از مردم را می توان برای همیشه فریب داد. همه مردم را نیز می توان برای مدت اندكی فریب داد. اما نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد.((آبراهام لینكلن))

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy