You are here:

و باز هم عشق ....

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: خاطرات | عشق

قصد داشتم مطالب غیر تخصصی را فقط آخر هفته بنویسم اما امروز اتفاقی افتاد که بهتره بهش اشاره کنم.

همیشه سعی داشتم رفتاری کاملا دوستانه با دانشجویانم داشته باشم. به همین خاطر تغییرات رفتاری بعضی از اونها را تاحدودی می توانم تشخیص دهم. در همین راستا، این ترم متوجه شدم رفتار یکی از دانشجویان دخترم، با گذشته خیلی فرق کرده است. حدس زدم عاشق شده باشد و در فرصتی مناسب با کنایه بهش مطلب را گفتم . اول تکذیب کرد اما همان شب با پیامک مطلب را تایید کرد.

امروز همان بنده خدا گفت با من کار دارد و مطرح کرد که فلانی را شدیداً دوست دارم اما از جانب ایشون هیچ پاسخی نگرفته ام و به بنده به شکل یک خواهر نگاه می کند و بس. چه کار کنم که بتوانم فراموشش کنم؟

طرف مقابل را هم کاملاً می شناسم و از بهترین و باادب ترین و باسوادترین دانشجویانی بوده است که تا بحال داشته ام. گفتم اولاً تا آخر عمر هیچ وقت نخواهی توانست ایشان را فراموش کنی . بیخودی خودت را اذیت نکن.  ثانیاً خدا را شکر کن که طعم عشق را چشیده ای . تنها هنر آدمیزاد که  فرشته هم فاقد آن است، عاشق شدن است. این که تمام ذرات وجودت و تمام لحظه هایت به فکر یکی باشی ، تمرینی است برای معشوق حقیقی یعنی یگانه عالم. ( من خودم یک همچین تجربه ای را دوران دانشجویی داشتم )

در مورد این بحث و هدف خلقت از دید خودم مفصل خواهم نوشت.  ثالثاً برایت تقاضای صبر دارم از خدا و بس.


یک قصه نیست غم عشق وین عجب    کز هرزبان که می شنوم نامکرر است



نظرات (16)Add Comment
0
...
نویسنده a guest, ژانویه 27, 2010
سلام
خوش به حال اون دختر که تو این دنیا حداقل یک نفر درکش کرد.
همین میتونه التیام بخش خیلی از درداش باشه.
0
...
نویسنده a guest, ژانویه 27, 2010
سلام
چشیدن مزه ی عشق با تمام سختی هایی که داره شیرینه ولی به شرطی که وقتی عقل جای عشق و گرفت و عاقلانه فکر کردی به این نتیجه نرسی که چند سال عمرت رو بیهوده تلف کردی یا به عبارتی طرف مقابل اصلا ارزش عشق پاک تورو نداشته
0
اوج ....
نویسنده Unknown!!!!!!!, ژانویه 27, 2010
سلام استاد
راستش یه حرفاییو نمیشه زد...نمیدونم چطوری بگم.اما مدل گفتنش مهم نیست مهم اینه که بگم و شناخته نشم....راستش با اساتید زیادی کار کردم.خیلیا بهم درس دادن.از بی سوادش بگیر تا با سواد.درسته که سواد استاد یکی از جنبه های مهم موفقیتشه اما.....یادم میاد یه استاد داشتم آخر سواد.دکتر بود.دکتراشو از صنعتی شریف گرفته بود.اما حیف که این سواد مال یه آدم نچسب بود.نه فقط من بلکه هیچ کس مایل نبود از سواد این آدم استفاده کنه..اما شما...
بگذریم.
دارم این پیام رو مینویسم که بگم آقا مجتبی...آقای بنایی...آقای مهندس...استاد خیلی کارت درسته.شاید دوره آشنایی ما خیلی کوتاه باشه اما به جرات میگم بهترین دوران تحصیل من بود.گفتم نمیخوام شناخته بشم که خدای نکرده برداشت بد نشه.وگرنه همه این حرفارو رودر رو میزدم.شما بهترین معلم من تو کل بیستو اندی سال بودید.شاید زیاد با هم صمیمی نبودیم اما...سید جان چیزی که من از شما یاد گرفتم خیلی بیشتر از درسو دانشگاهو این مسائل بود.من از شما درس زندگی یاد گرفتم.آرزومه یه روز بشم سید مجتبی بنایی.خداوکیلی خیلی مردی.شاید دوست داشتنی ترین مردی که تا امروز دیدم...شاید بهترین الگو.خیلی متاسفم که رابطه ما رابطه استاد و دانشجو بود.کاش میشد دوتا دوست بودیم.اما بابت همین رابطه هم خدارو شکر.البته چند بار سعی کردم اما...میخوام بدونین که همیشه تو ذهنم موندگارین و همش خاطرات شیرینه .به هر حال بهترین چیزی که میتونم براتون آرزو کنم عاقبت به خیریه ..همین
یا علی...
0
...
نویسنده a guest, ژانویه 28, 2010

الهی عاجز و سرگردانم،نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم
الهی مکش این چراغ افروخته را و مکش این دل سوخته را
الهی هر که براندازی با درویشان دراندازی
الهی گفتی کریمم،امید بدان تمام است(امید بر انست)تا کرم تو در میان است،نا امیدی حرام است
"خواجه عبدالله انصاری"
سلام استاد عزیز.با اینکه من اصلا علاقه ای به رشته ام نداشتم وجود شما کاملا نظرم رو عوض کرد.الام فرجه میان ترم رو داریم میگذرونیم و من دارم سی شارپ کار می کنم.راستش خودم باورم نمیشه که اینقد علاقمند شدم.
پاینده باشین روزگارتون آروم smilies/smiley.gif
0
...
نویسنده ح-دهقانی, ژانویه 29, 2010
سلام
با خیلی تاخیر و با استناد به ضرب المثل "ماهی رو هر وقت از آب بگیری...."راه اندازی سایت شخصی تون رو تبریک می گم.
خیلی دلم برای نشتن توی کلاس درس شما تنگ شده و این وب سایت یکبار دیگه لذت نشستن توی کلاس درس شما رو برام به ارمغان آورد.
امیدوارم هر روز موفق تر از روز گذشته باشید.
با احترام دانشجوی بد شما.
0
...
نویسنده مينا خلجي, فوریه 02, 2010
سلا م استاد
واقعا دلم براي كلاساي درس شما تنگ شده موفق باشيد
0
...
نویسنده zizi, فوریه 11, 2010
hi
ostaad khayli ba halid man daneshgoye shoma nistam vali khayli tarifetono shenidam movafagh bashid
byyyyyyyyyyyy.
0
...
نویسنده صادق قنبري, مارس 03, 2010
سلام ...
استاد چي بگم...اين بچه ها با اين نظر هاي شون همه چي رو گفتن/راسش منم دلم برا كلاس هاي درستون خيلي تنگ شده...ادما هيچ وقت نمفهمن كه چه چيزهايي ر و از دست ميدن ولي من امروز مي فهمم كه سيد مجتبي بنايي كي بود.
0
...
نویسنده fench kocholo, مارس 08, 2010
سلام استاد
چقدر سخته واژه دوستت دارم را در صندوقی به نام قلب پنهان کنی و قفلی به نام سکوت به آن بزنی.....
ولی یه چیزی هست .....اونم اینکه:
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست......
0
...
نویسنده raha, مارس 08, 2010
سلام استاد
من براتون احترام زیادی قائلم البته این ترم ازتون خیلی دلخورم ...میخواستم یه چیزی بگم واون هم اینکه فکر نمیکنید این موضوعی را که مطرح کردید باعث سوئ تفاهم بشه...البته دلخوریم بابت این موضو نیست ...ببنید ممکنه دونفر رابطه ای مثل خواهروبرادر داشته باشند که هم رو با واژه خواهر و برادر مورد خطاب قرار داده باشند و شما با نوشتن موضوع بالا باعث بشید طرف مقابل فکر کنه موضو به اون مربوط میشه در صورتی که هیچ ارتباطی به اون نداره .....به نظرم اگر این جور موضوعات را مطرح نکنید خیلی بهتره
....خیلی ...و پیش خودتون باشه ...من هم برادری داشتم که رفت و بگم برام واقعا برادر بود حتی واژه مقدس خواهر رو هم بهم گفت میترسم فکر کنه .....
دلم میخواد بین خودمون بمونه فقط میخواستم بهتون گوشزد بکنم ....هر چیزی نباید نوشته بشه....
0
...
نویسنده a guest, آوریل 15, 2010
سلام
استاد واقعا به خاطر طراحی سایتتون بهتون خسته نباشید میگم.
در مورد این بحث و هدف خلقت از دید خودتون مگه قرار نبود که بنویسید پس چی شد؟
0
...
نویسنده *, مه 05, 2010
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند...
0
...
نویسنده ناشناس, اوت 12, 2011
سلام استاد بنایی!!!!!!!!!!!!
حالتون خوبه؟شاید این نظرو توی سایت نذارید ولی حداقل خودتون بخونیدیش.....
اکثرا از شما تعریف کردن،دلشون براتون تنگ شده بود،باهاتون حال میکردن ...ولی من نمیتونم نظری اجع به شما بدم!
من دانشجوی بدی نبودیم ولی شما....
از شهرتون و آدماش خوبی ندیدم وشاید تنها جایی باشه که فراموشش کنم و بگم بدترین دوران زندگیم توی قاین بوده.شما نه نمره ی کمی به من دادید نه بدرفتاری کردید،تنها کارتون این بود که دلمو بدجور شکوندید....اون دنیا حتما باهاتون رودررو میشم این حرفمم به کسی نمیگم بین خودمو خدام میمونه ولی اینو بدونید که هیچوقت ،که هیچوقت نمیبخشمتون.خداحافظ آقا سید.
0
...
نویسنده ناشناس, اوت 12, 2011
خیلی میگید که با دانشجوهاتون رفیقید ولی نه نیستید!انفدر راجع به عشق حرف نزنید که خرابش میکنید
0
...
نویسنده فاطمه, سپتامبر 02, 2011
چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
0
...
نویسنده محبوبه, مارس 04, 2013
این دیدگاه رو خیلی دوست داشتم.من یک ساله که می خوام یه عشق کودکانه رو فراموش کنم اما همیشه از مکانیسم دفاعی انکار استفاده کردم و به همین خاطر موفق نشدم.این نوع نگرشی که ازین متن دستگیرم شد خیییییلی آرومم کرد. خدا خیرتون بده smilies/smiley.gif

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy
آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 15 ارديبهشت 1389 ، 22:45 )