You are here:

دست مخترع کولر درد نکنه ...

فرستادن به ایمیل چاپ

Tags: اسلام | جامعه | روزانه | نظرات

دست مخترع کولر درد نکنه چون:

اگه به ما بود الان

یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی

هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!

یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید

روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!

اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندی و

فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...

 

این مطلب را که خواندم هم یک لبخند زدم و هم ناراحت شدم . لبخند به خاطر طنز نهفته در مطلب و ناراحتی هم به خاطر مشکلی که امروزه در گوشه و کنار جامعه مشاهده می کنیم و آنهم دین گریزی و ضدیت با دین است. مشابه مطلب فوق امروزه در سطح فضای مجازی و اینترنت به وفور یافت می شود و متاسفانه بعضی با ژست روشنفکری منکر تمام اصول اسلامی می شوند .

کاریکاتوری دیدم که در آن پسری از پدرش پرسیده بود که چرا آسمان آبی است و پدر غیر مسلمان با دلایل علمی آنرا توضیح داده بود اما پدر مسلمان فقط گفته بود چون خدا این گونه خواسته است. این گونه القا شده بود که مسلمانی با علم جور در نمی آید .

به نظرم جامعه کنونی ایران به شدت دین زده شده است و دین واقعی و اصیل تحت تاثیر رفتارهای کلیشه ای و غیر اصولی قرار گرفته است. مادامی که دین و تظاهر به آن ، امتیازی برای شخص چه در استخدام ، چه در موقعیت های اجتماعی و چه در ارتقا شغلی محسوب شود ، چیزی که در نهایت فدا خواهد شد خود اسلام اصیل خواهد بود که تحت الشعاع تظاهر و کج فهمی قرار خواهد گرفت و مطالبی مشابه مخترع کولر ، زاده خواهد شد و در فضای مجازی به اشتراک گذاشته خواهد شد.

مثال دیگر در تایید مطلب ، تظاهراتی بود که چندی پیش از طرف اصناف در قاین در نکوهش توهین به پیامبر صورت گرفت . از صحبتهای تنی چند از شرکت کنندگان و اصناف فهمیدم (به روایت یکی از دانشجویان)که این تظاهرات که تعلق به پیامبر دارد و همه با جان و دل باید در آن شرکت کنند ، حداقل برای بعضی تنها به خاطر حفظ ظاهر و ترس از عواقب آن (هر چند ممکن است کاملا ساخته ذهن خود افراد باشد) صورت پذیرفته است .

اینجا هم ترس از دست دادن موقعیتی یا جلب حمایت شخص یا عده ای ، ممکن است عده ای را به همراهی با جمع کشانده باشد و باز هم آن چیزی که فدا خواهد شد دینی خواهد بود که تظاهر به آن منفعت افراد را تضمین می کند.

یکی از اقوام نگران پسرش بود که تازگی نماز را کنار گذاشته بود و مانده بود که چطور این مشکل را حل کند. این ها را نتیجه همین رفتارهای کلیشه ای می دانم چون اگر جوان ما ببیند که هر شخص نماز خوان ، آدمی سختکوش ، راستگو ، مورد اطمینان و موفق است نیاز به سفارش به نماز نخواهد داشت.

دلم تنگ است دلم مي سوزد از باغي كه مي سوزد نه ديداري. نه بيداري. نه دستي از سر ياري. مرا آشفته مي سازد چنين آشفته بازاري ....

نظرات (3)Add Comment
0
...
نویسنده مسعود سالاری, اكتبر 08, 2012
سلام.یکی از بهترین مطالبی که تو سایتتون خوندم.میانه روی و دوری از افراط و تفریط شاید دوای این آشفته بازار باشه.
0
دین...
نویسنده fs7, اكتبر 08, 2012
برادر من...خواهر من...همکارمن...هم طبقه من...نویسنده...روشنفکر...دانشمند...مترجم...هنرمند...سوسیالی ست...آزادیخواه...
جامعه گرا...مترقی...دوستدار عدالت و خواهان برادری و آرزومند رهایی و رستگاری بشر...آنچه بنام دین...اسلام و تشیع می شناسی و می بینی همان اوراد و الفاظ و مفاهیم تخدیری و تحریفی رایج است همان تصویری است که دستهای غرض دشمن و جهل دوست از این مکتب در ذهن پدرت و مادرت و محیط ات نقش کرده اند. اسلام این نیست. خدا...معاد...امامت...عدالت و حج و........ آن نیست که تو می بینی و آن نیست که تو می گویی و نفی می کنی. تو حق داری که نفی کنی اما سخن من این است که آنچه را نفی می کنی حق نیست.
شیعه بر دو پایه استوار است: عدل...امامت.
اما چه کنم که این دو اصل را از معنی خودش انداخته اند. یعنی اسم آن را حفظ کرده اند و رسمش را نفی! اگر فریبکاران ( که این دو را بی معنی و بی اثر کردند) بجای اینکه معنی این دو را بر دارند اصلا لفظ آن دو را بر می داشتند و بجایش اصطلاح دیگری مثل تقیه و عبادت و ریاضت و غیره می گذاشتند من می توانستم امروز خطاب به روشنفکران خطاب به توده نیز فریاد بزنم که: ...نه...اصول شیعه اینها نیست.عدل است امامت است. اما بدبختی ما این است که این دو لفظ را گذاشتند اما معنی آن دو را مسخ کردند طوری که نه عدالتش به درد عدالت می خورد و نه امامتش به درد امامت.
توحید را...قران را...نیایش را...حج را...عدالت را...امامت را...علی را...حسین را...تشیع را...معاد را...شفاعت را...توسل را...انتظار موعود را...........همه را بصورت الفاظی در آورده اند مبهم خالی و یا مسخ شده و تخدیر کننده و حتی درست ضد آنچه معنی دارد و درست در عکس جهتی که نشان می دهد.
می خواهم به برادر و خواهر روشنفکر و تحصیلکرده و مترقی و منطقی بیزار شده از مذهب بگویم: خداوندی را که تو می گویی واضع دینی است که بشریت را تخدیر کند و از مسئولیت شخصی باز دارد و انسان ها را وادار کند که نذر کنند و به او تملق بگویند خدای اسلام نیست. خدای اسلام دوستدار عزت...علم...آهن...جهاد...مسئولی ت...اراده انسانی و آزادی و ثروت و تمدن و تسلط انسان بر طبیعت است.انسان امانتدار اوست. حامل روح او و جانشین او در زمین مسجود همه فرشتگان اوست. انسان دوست اوست. ذلت؟ انسان را دعوت می کند که خلق و خوی خدا را بگیرد(تخلقوا باخلاق الله) این دعوت به ذلت است؟
آن خدا و دینی که من به آن معتقدم دین توجیه فقر نیست. دینی است که فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر می شمارد. اسلام در عزت و قدرت و جهاد وجود دارد. اسلام من دین ریاضتهای فردی برای نجات شخصی آنهم بعد از مرگ نیست. اسلام ابوذر است و شعارش هم نه عبادت و نه تفسیر خاص از این کلام و این اصل و آن فرض بلکه علیه "کنز" کاپیتالیزیم است.
یعنی سرمایه داری و زراندوزی از راه استثمار مردم.
یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار و الرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل و یصون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم(توبه-34)

پدر،مادر ما متهمیم------دکتر علی شریعتی
به همه دوستان خوندن این کتاب رو توصیه میکنم...
0
جانا سخن از زبان ما می‌گویی...
نویسنده حسین , نوامبر 08, 2012
این روزها دین زدگی مد شده ! شاید هم دلیلش این باشد که همه فکر می کنند که همه چیز را میدانند و دین کلا چیزی است که همه چیزدان ها حتما باید مسخره اش کنند! می‌گویند متعصب هستی و این خیلی بد است و خودشان تعصب افتضاحی نسبت به دین زدگی دارند. یعنی کافی است جمله ای بگویی که مصداق دینی داشته باشد تا تو را به توبه از سخن گفته وادار کنند. بد روزگاری است که فکر می کنیم می دانیم ولی هیچ نمی دانیم.

نظرتان را بنویسید
کوچکتر | بزرگتر

busy