کار سخت یا کار هوشمندانه

توسط مجتبی بنائی - چهارشنبه 24 شهریور 1389 - گروه : خواندنیها - مشاهده : 1
برچسب‌ها: #روانشناسی #خواندنیها

s: خواندنیها | روانشناسی آدم هایی را که سخت کار می کنند دیده اید ؟؟ آنها اولین کسانی هستند که حتی زود تر از وقت مقرر سر کار ظاهر می شوند و آخر وقت که ساعات کار به پایان می رسد و بقیه کارمندان راهی خانه می شوند ، آنها تازه اضافه کارشان شروع می شود . شبها کم می خوابند و در واقع اصلاً نمی خوابند و بر عکس در ساعات استراحت بین دو کار ، ادای خواب را در می آورند! از همسر و بچه بی خبرند و خود را به طور کامل وقف کار کرده اند . آنها معتقدند که بیکار نشستن کنار همسر و فرزند ، کاری بیهوده است . آنها سخت کار می کنند و به خاطر همین از بقیه طلبکار هستند ! آنها سخت به خود مغرورند و گمان می کنند هر چه می گویند درست است ! و هر تصمیمی که می گیرند عین صواب است . حق دارند !! آنها بیشتر از بقیه خود را آلوده کار کرده اند و در نتیجه در هر زمینه ای بیشتر از بقیه اطلاعات دارند . اما این آدمهای سخت کوش یک عیب بزرگ دارند که همین نقطه ضعفشان می شود و بعد از مدتی ارزش همه سخت کوشی هایشان را به باد می دهد . و آن این است که آنها به خاطر سخت کوشی فرصت تفکر و مراقبه و روشن بینی را از دست می دهند ! و به همین خاطر پس از مدتی دیگر هیچ کس آنها را جدی نمی گیرد . زمان که می گذرد بیهودگی تلاشهای شبانه روزی آنها به خاطر هوشمندانه نبودن ، آشکار می گردد و بعد از اندکی هیچ کس آنها را به خاطر نمی آورد و آنها وقتی به خود می آیند ؛ میبینند هم زندگی خود و خانواده خود را به باد داده اند و هم دیگر کسی برای زحماتشان ارج و قربی قایل نیست. حتماً حکایت آن هیزم شکن را شنیده اید که بیش از همه تبر می زد و کمتر از همه مزد می گرفت فقط به خاطر این که به خودش کمی استراحت نمی داد تا تبرش را تیز کند و ضرباتش را درست تر و بهتر وارد سازد . سخت کوشی و تلاش مستمر اصل انکار ناپذیر موفقیت است اما قبل از آن داشتن " طرح و نقشه هوشمندانه " بسیار مهمتر و تعیین کننده تر است . آیا می خواهی به ثروت برسی ؟! عالی است ! حتماً این شانس برای تو وجود دارد ولی قبل از آن کمی تأمّل کن و توانایی های الان خودت را بر انداز کن و آن چه را داری و نداری ، دقیقاً تماشا کرده و بعد از تدبیر نقشه راه موفقیت خود را ترسیم کن و در آن قدم بگذار . اگر می خواهی بعضی جاها بی گدار به آب بزنی حرفی نیست . اما همین خطر کردن و ماجراجویی هم باید طبق نقشه و حساب و کتاب باشد . چشم بسته و کورکورانه خود را در دامان مهلکه انداختن نه تنها نشان شجاعت نیست بلکه نمایشگر اوج جهل و نادانی است . یکجا نشستن ، فکر کردن و نقشه ریختن قبل از عمل ، برای هر کاری وقت کنار گذاشتن و هیچ ارزشمندی را قربانی نکردن و در عین حال مصمم بودن و از پا ننشستن و تلاش خستگی ناپذیر ،شرط موفقیت در هر کاری است . می گویند زمانهای دور پسری بود به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد . این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد  و هیچ نمی گفت . روزی شاهزاده ای از کنار کلیساعبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید . ازاطرافیان در مورد پسر پرسید . به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید . شاهزاده دلش برای پسرک سوخت . کنار او آمد و آهسته به او گفت : " جوان ! به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ ! بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی ! " و پسرک در مقابل چشمان حیرت زده پرنس مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد :" من همین الان در حال کار کردن هستم ! " و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد . پرنس از جا برخاست و رفت . چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است . مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید . نام آن پسر " میکل آنژ " بود !

نظرات

لطفا نام را به انگلیسی وارد کنید