به دنبال معنای زندگی

توسط مجتبی بنائی - سه شنبه 20 شهریور 1397 - گروه : پرواز اندیشه - مشاهده : 11
برچسب‌ها: #هدف زندگی #معنای زندگی #ارزشهای زندگی #نگاهی عمیق‌تر #زندگی معنوی

معنای زندگی - اهداف زندگی - ارزشهای زندگی <>

انسان_مدرن، بیش از هر زمان دیگر با سوال_بزرگ " چرا_زندگی_میکنم و من زیستنم را با چه بها و ارزشی ادامه دهم؟ " مواجه است.

و این سوال است که او را با مفاهیمی بنام " معنای زندگی، اهداف زندگی و ارزشهای زندگی " روبرو کرده و اندیشه او را بشدت درگیر خود نموده است.

آنانکه پاسخی هر چند کم محتوا برای سوال فوق پیدا کرده و معنایی هر چند نازل برای زندگی خود تعریف کرده اند، میل به زندگی و تداوم آن هر چند با تحمل همه رنجها و سختیهای آن، در آنها زنده شده ولی کسانی که همه چیز را پوچ دیده اند، گزیری جز تمام کردن زندگی حتی با خودکشی نیافته اند.

و همین نکته است که آلبرکامو میگوید: مهمترین مسیله امروز بشر " خودکشی " است .

آنچه که بشر را به ادامه زندگی و یا نفی آن وادار می کند مفهوم " معنای_زندگی " است، در حالیکه " اهداف_زندگی " پله های میان راهی بوده که درصورت آویزان کردن سرنوشت خود به هر کدام از آنها، باعث احساس پوچی و نومیدی در برهه هایی از عمر خواهد شد.

☄️☄️ در اینجا مختصرا به سه مفهوم فوق پرداخته می شود:

معنای زندگی

هر آنچه که انسان را همواره در مسیر زندگی نگه داشته و هرگز تمام نمی شود و دلیل او برای تداوم آن است، معنای زندگی نام دارد. و این امر برای هر کس مفهوم خاص خود را داشته که در پاسخ به سوال " من برای چه زندگی می کنم و آیا ادامه آن ارزش زیستن دارد ؟ " بدست می آورد.

بگونه ای که بعد از هر عمل و یا بعد از هر مرحله زندگی خود ، با سوال " خب_که_چه " مواجه نشده و یا بتواند آنرا پاسخ دهد.

اهداف زندگی

هدف ، وضعیتهایی است که در مراحل مختلف زندگی میخواهیم به آنها برسیم و از جنس_زمان و موقتی اند . مانند دکتر شدن ، ازدواج کردن ، بچه آوردن ، دانشمند شدن ، شغل پیدا کردن ، بازنشسته شدن و هر چیزی که پس از گذشت زمانی مشخص بدست آمده و دیگر از ذهن شخص بعنوان هدف پاک می شود.

بطور مثال شخصی که هدفش ازدواج است، با ازدواج کردن، هدفش تمام شده و باید اهداف دیگری را پی بگیرد.

اهدافی که شخص انتخاب می کند در راستای تحقق_معنای او از زندگی است و معناست که او را در مسیر زندگی نگه داشته و به ادامه آن امیدوار می کند.

ارزشهای زندگی

آن فضیلتهای اخلاقی و یا الگوهای خاصی که شخص برای انتخاب نوع مسیر و یا حد و حدود تصمیمات زندگی خود انتخاب می کند، ارزشهای او در زندگی تلقی می شود.

بطور مثال ، صداقت ، امانت داری ، دانشوری ، عشق ورزی ، مشروع و قانونی بودن هر چیز و از این قبیل قالبهایی که شخص در هر برنامه ریزی مد نظر داشته و ابزار رسیدن به اهداف خود را در قالب آنها انتخاب می نماید و اینجاست که از نظر او، هدف وسیله را توجیه نکرده که به هر راهی متوسل شده تا به اهداف خود برسد.

با توجه به توضیحات مختصر فوق ، جنس اهداف ،رسیدنی بوده و با رسیدن ، تمام شده و می میرند ولی ارزشهای زندگی ، از جنس زیستن است که شخص در هر لحظه و هر تصمیم با آنها زندگی می کند.

و معنای زندگی از جنس خود زندگی و دلیل ادامه آن در هستی است، آنگونه که همواره و در هر شرایط خوب یا بد، با او بوده و او را از ناامیدی می رهاند.

لذا هر چه معنای زندگی والاتر و ارزشمندتر انتخاب شود، اهداف نیز در همان راستا بزرگتر و زیباتر تعریف خواهند شد.

انسانی که معنای زندگی اش را زیستن می داند بدلیل آنکه بدنیا آمده تا بعنوان یک شخص منحصر بفرد، چیزی به جهان اضافه کند، همواره در پی شکوفایی هر چه بیشتر خود است، نه آویزان شدن به این و آن و یا مقایسه خود با دیگری و تلاش برای مثل آنها شدن.

مانند درختی که در پاسخ سوال از معنا و دلیل بودنش، بگوید : می خواهم آن بشوم که برایش آفریده شده ام و هستی در وجود من بودیعت گذاشته است 1. آنگاه است که همه تلاش خود را می کند تا تواناییهای وجودی خود را کشف و به منصه ظهور برساند. چه از نوع درخت میوه دار باشد و چه سایه دار و چه هر کدام دیگر. او هرگز در مقایسه و یا مسابقه با درختان دیگر زندگی نمی کند.

لذا اگر از نوع میوه ای باشد ، خود بخود با عبور در مسیر رشد خود به میوه تبدیل خواهد شد و از آنجا که می داند اوج_شکوفایی اش در میوه نهایی اوست، اهدافی را در مسیر رشدش برمی گزیند که کمترین آسیب را به دیگران بزند و یا خود سالم ترین مسیر را طی کند و اینجاست که ارزشهای زندگیش خود می نمایانند و او را به استفاده از مواد خاکی درست و سالم و نور مناسب تشویق می کنند.

اما اگر معنای زندگیش را دادن میوه بداند، همواره خود را در مقایسه با درختان دیگر دیده و مطابق شیوه آنها زندگی می کند تا به آنچه آنها دارند برسد، و در این مسیر اگر به آن میوه تبدیل نشدو یا میوه اش مطلوب نبود، چنان در هم فرو می شکندکه جز نومیدی بر او مستولی نخواهدگردید.

ما انسانها نیز تکثیر شده خداوند در هستی بوده که دانه وجودمان را از روح خود حیات بخشیده است 2 و همین است که هر کدام بالقوه خدایی_یگانه را در خود حمل می کنیم و شکوفایی ما چیزی جز فعلیت بخشیدن و ظهور او در وجود ما نیست 3 و البته بستر این مسیر نیز فقط عشق_ورزی است و بس . 4

❤️ پس بیاییم معنای_زندگی خود را بر چهار_اصل زیر بنا کنیم :

💥۱- تا می توانیم موهبتی به جهان بیفزاییم . ( کمک کردن ، شادی بخشیدن ، رنجی را کاهش دادن ، ارتباط گرفتن با دیگران ، همراهی کردن با آنها ، هم سخن شدن با خانواده و دوستان ، بر دانشی افزودن ، کاری آفریدن و ... )

💥۲- از انجام موهبتهای فوق که منتی هم بر کسی نمی گذاریم لذت ببریم .

💥۳- تغییر کردن را بخش جدایی ناپذیر هستی بدانیم و رنجهای ناشی از آن را چه در زندگی خود و چه در پیرامون بپذیریم .

💥۴- تا می توانیم آرام باشیم ، آرامش ببخشیم و آرامش بیابیم و در این راه به سهم خود ، بخشی از شلوغیهای دنیا را کم کنیم .

❤️و البته برای تحقق این معنا ، اهدافی را که هم به تواناییهای ما مربوط است و هم بر علائقمان استوار می باشد برگزینیم و برنامه ریزی کنیم .

❤️و در مسیر عبور تا رسیدن به اهداف خود ، فضیلتهای اخلاقی و دینی را بعنوان ارزشهای خود برگزینیم .

☄️ یادآوری : برای توضیحات بیشتر به سخنرانی دکتر_علی_صاحبی مراجعه فرمایید .

زیرنویسها :

1- نیچه : بشو آنچه هستی

2- و نفخت فیه من روحی – حجر 29

3- تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار، ج 58، ص 129

4- والذي نفسي بيده لا تدخلون الجنة حتى تؤمنوا و لا تؤمنوا حتى تحابوا - صحیح مسلم ح 93

برگرفته از کانال تلگرامی باورهای قدیم و اندیشه های نو - محمد صالحی
لینک بخش اول - لینک بخش دوم @beshnofekrkon

نظرات

لطفا نام را به انگلیسی وارد کنید