ما و متون مقدس

توسط مجتبی بنائی - سه شنبه 23 مرداد 1397
گروه : نسیم بیداری
برچسب‌ها: #قرآن #نواندیشی

ما و متون مقدس <>

مقدمه

قرآن بارها ما را به تعقل و تفکر فراخوانده است. اما برای اینکه فکر و قوه تعقل ما رشد کند نیاز به مقدماتی داریم. از جمله ضرورتی ترین این مقدمات، این است که از ذهن خود مقدس‌زدایی کنیم. یعنی به همه چیز به دید انتقاد نگاه کنیم. تصمیم گرفته‌ام هر چیزی که برایم جذاب بوده و مرا به فکر وادار کرده است، حتی اگر با تمام آن موافق نباشم را برای بایگانی خودم و برای سایر علاقه‌مندان و دغدغه‌مندان حوزه دینی و اجتماعی، به اشتراک بگذارم. باشد که گامی کوچک در رشد عقلانیت و امید در این فضای یخزده معاصر باشد. یکی از معدود انسان‌های دغدغه‌مند، بااخلاق و بسیار روش‌مند در حوزه اخلاق و تعقل، دانشمند عزیز جناب آقای ملکیان است که خدا را بابت آشنایی با ایشان و اوجی که به اندیشه بنده داده است، سپاسگزارم. این متن را چندی پیش در سایت صدانت مطالعه کرده ام و حقیقتاً تاثیر عمیقی بر بنده گذاشت و تصمیم گرفتم آنرا به عنوان اولین متن از دسته‌بندی نسیم بیداری منتشر کنم. باشد که به قول سهراب، پی آواز حقیقت دویده باشیم.

مصطفی ملکیان: مطلبی که برای من تعیین شده «ما و متون مقدس» یا «ما و کتب مقدس» است. «ما» وقتی گفته می‌شود یعنی ما انسان‌های اوایل قرن بیست‌ویکم میلادی؛ و مراد از «ما و کتب مقدس» یعنی اینکه: آیا انسان‌های اوایل قرن ۲۱ میلادی باید کاری با کتاب مقدس داشته باشند؟ و اگر باید کاری داشته باشند چه کاری است؟ به زبان ساده‌تر، آیا کتاب‌های مقدس هنوز کارآیی و کارکردی دارند یا ندارند؟ و اگر دارند آن کارکرد چه کارکردی است؟ و اگر چگونه به کتاب‌های مقدس تقرب و رویکرد پیدا کنیم آن رویکرد و آن تقرب، آن کارکرد را به ما خواهد داد. بحث در واقع در این باره است.

عرض سلام و ادب دارم به محضر همه خانم‌ها و آقایان، و خیلی خوشحالم از اینکه در سالی که شهر بسیار سابقه‌دار و عمیقاً فرهنگی کاشان به عنوان پایتخت کتاب شناسانده شده در حضور دوستان اهل کاشانم، و واقعاً حضور در جمع دوستان کاشانی را مغتنم می‌دانم و امیدوارم با مطالبی که خدمتتان خواهم گفت وقت دوستان را ضایع نکنم.

موضوع بحث

مطلبی که برای من تعیین شده «ما و متون مقدس» یا «ما و کتب مقدس» است. «ما» وقتی گفته می‌شود یعنی ما انسان‌های اوایل قرن بیست‌ویکم میلادی؛ و مراد از «ما و کتب مقدس» یعنی اینکه: آیا انسان‌های اوایل قرن ۲۱ میلادی باید کاری با کتاب مقدس داشته باشند؟ و اگر باید کاری داشته باشند چه کاری است؟ به زبان ساده‌تر، آیا کتاب‌های مقدس هنوز کارآیی و کارکردی دارند یا ندارند؟ و اگر دارند آن کارکرد چه کارکردی است؟ و اگر چگونه به کتاب‌های مقدس تقرب و رویکرد پیدا کنیم آن رویکرد و آن تقرب، آن کارکرد را به ما خواهد داد. بحث در واقع در این باره است.

مقدمات بحث

من از اول یک سلسله مقدمات واضح را یکی پس از دیگری ذکر می‌کنم و بعد به اصل مطلب می‌پردازم.

۱- حقیقت‌طلبی آدمی اقتضائش این است که هر جا که حقیقتی یافت، هر جا که به امری برخورد که آن امر را حقیقت یافت، به آن حقیقت یافته‌شده و کشف‌شده به زعم خودش، التزام نظری و عملی کامل داشته باشد؛ هم التزام نظری داشته باشد، یعنی به آن حقیقت عقیده‌مند و باورمند باشد؛ و هم التزام عملی داشته باشد، یعنی در زندگی و رفتارش آن عقیده منشأ اثر باشد. اقتضای حقیقت‌طلبی این است که من به حقیقت بی‌اعتنا نباشم. اگر چیزی را حقیقت یافتم هم دلبستگی درونی و ذهنی، و هم پای‌بندی بیرونی و رفتاری به آن داشته باشم. این دلبستگی درونی و ذهنی را به «التزام نظری» تعبیر می‌کنیم و پای‌بندی بیرونی و رفتاری را به «التزام عملی» تعبیر می‌کنیم. این مقدمه اول است. البته با فرض اینکه ما انسان‌ها یا اساساً حقیقت‌طلبیم و حقیقت‌طلبی به گفته افلاطون یکی از سه خواسته بزرگ روح ما است؛ یا حتی اگر به نظریه افلاطون قائل نباشیم کسانی از ما که حقیقت‌طلبی برایشان جذابیت فراوان دارد باید این التزام نظری و عملی را به حقیقت داشته باشند.

۲- حقیقت نه تاریخ دارد و نه جغرافیا؛ نه زمان دارد و نه مکان؛ اگر چیزی حقیقت است، حقیقت است؛ فارغ از اینکه کاشفان این حقیقت در روزگار باستان زندگی می‌کردند یا در روزگار جدید، و اعم از اینکه این حقیقت نخستین بار در شرق جهان کشف شده باشد یا نخستین بار در غرب جهان کشف شده باشد. حقیقت حقیقت است و زمانمند نیست. یعنی تاریخ ندارد؛ و مکانمند هم نیست. یعنی جغرافیا هم ندارد. اگر شما گفتید «من حقیقتی را می‌پذیرم که شرقیان کشف کرده باشند یا حقیقتی را می‌پذیرم که غربیان کشف کرده باشند، یا حقیقتی را می‌پذیرم که در قدیم کشف شده باشد یا حقیقتی را می‌پذیرم که امروزه کشف شده باشد» این نشان‌دهنده این است که شما جویای حقیقت نیستید. اگر جویای حقیقت هستید فقط و فقط دغدغه‌تان این است که آیا این حقیقت هست یا نه. اگر حقیقت نیست، چه شرقی چه غربی، چه دیروزی و چه امروزی، رد می‌کنم و اگر حقیقت است چه شرقی باشد و چه غربی، چه دیروزی باشد و چه امروزی، من قبول می‌کنم. برای من مهم نیست که این حقیقت چه مکانی و چه جغرافیایی دارد و چه زمانی و چه تاریخی دارد. بنابراین، من دنبال کاشفان حقیقت نیستم که بفهمم این کاشفان در قدیم زندگی می‌کرده‌اند یا در امروز زندگی می‌کنند، یا این کاشفان در شرق می‌زیسته‌اند یا در غرب می‌زیسته‌اند؛ «الحکمه ضاله المؤمن». این سخن، سخن هر کسی باشد، سخن درستی است. غرضم این است که نه این سخن چون سخن علی ابن ابی‌طالب است می‌پذیرم، بلکه این سخن را هر که گفته بود می‌پذیرفتم. علی ابن ابی‌طالب می‌گفت «الحکمه ضاله المؤمن»؛ «دانایی (حقیقت) شتر گم‌شده مؤمن است»؛ «اینما وجدها أخذها»؛ انسان شتر گم‌شده‌اش را در هر کجا پیدا کرد افسارش را می‌گیرد و به خانه می‌برد؛ و دیگر نمی‌گوید اگر شترم در گلستان‌ها و در میان گل‌ها و چمن‌ها پیدا شد می‌پذیرمش، اما اگر در ویرانه‌ای و در بیابان پیدا شد آن را به حال خودش رها می‌کنم. شتری را که در بیابان پیدا شود دیگر علاقه‌ای به او ندارم؛ و نمی‌گوید اگر این شتر را حسن برایم پیدا کرد می‌پذیرم و اگر حسین پیدا کرد نمی‌پذیرم؛ «ضاله المؤمن» یعنی گم‌شده مؤمن. «ضاله» در زبان عربی هم به معنای هر چیز گم‌شده است و هم به معنای شتر گم‌شده؛ «الحکمه ضاله المؤمن اینما وجدها أخذها». هر جا یافت آن را می‌گیرد. ما باید نسبت به حقیقت چنین وضعی داشته باشیم. بنابراین، هر کس بگوید حقیقت باید از شرق باشد تا بپذیرم یا از غرب باشد تا بپذیرم، یا حقیقت را باید قدما گفته باشند یا مدرن‌ها و امروزی‌ها گفته باشند، جویای حقیقت نیست. این هم مقدمه دوم.

۳- همه حقایق در جهان در عین اینکه همه به لحاظ حقیقت‌بودن ارزشمندند و از این لحاظ هیچ فرقی با هم ندارند ولی به لحاظ اینکه چقدر در زندگی عملی من مؤثرند و چقدر در زندگی عملی من کم‌تأثیرند و چقدر باز هم کم‌تأثیرترند از این لحاظ حقایق با یکدیگر درجه‌بندی‌ای دارند. حقیقت حقیقت است. یعنی دارد واقعیتی از واقعیت‌های جهان را برای شما بیان می‌کند. اما فهم همه واقعیت‌های جهان برای شما به یک اندازه از درجه اهمیت نیست. من اگر بدانم تعداد برگ‌هایی که الان و در این مختصه زمانی در کره زمین بر روی درخت‌ها وجود دارد چند تا است، این هم حقیقتی است، ولی این حقیقت در زندگی من اثری ندارد، اما حقایقی هستند که تأثیر دارند و مراد از تأثیر این است که حقایقی هستند که وقتی برای من مکشوف می‌شوند در زندگی عملی من و در زندگی محسوس و ملموس من تأثیر می‌گذارند. یعنی از آن لحظه که برای من معلوم شدند دیگر مثل سابق نیستم و نمی‌توانم مثل سابق زندگی کنم. اما حقایقی هم هستند که اثر عملی بر زندگی من ندارند. حقیقت هستند، نه اینکه جهل، خطا، توهّم، و هذیان باشند. حقیقت‌اند اما حقیقت بی‌تأثیر در زندگی عملی هستند. شما اگر تعداد موهای سرتان را بدانید این هم حقیقتی است، اما تأثیری در زندگی شما ندارد. اما اگر بدانید درجه بینایی چشمتان چقدر است این حقیقت مهم‌تری است و واقعاً در زندگی شما تأثیر دارد. و از این مهم‌تر اینکه اگر بدانید بیماری معده‌تان چه بیماری‌ای است؛ این باز مهم‌تر است، چون تأثیر عملی آن بیشتر است. بنابراین، حقایق از این لحاظ که حقیقت‌اند ارزشمندند ولی به لحاظ اینکه چقدر در زندگی من تأثیر دارند در درجات بسیار متعددی از بالا تا پایین قرار می‌گیرند. بارها این نکته را گفته‌ام که اگر سؤالی سه شرط داشت معلوم است که آن سؤال در زندگی عملی شما مهم است و از این لحاظ باید حتماً پی‌اش را گرفت: ۱٫ قبل از اینکه این سؤال بر ذهن شما مطرح شود با بعد از اینکه بر ذهن شما مطرح شود زندگی عملی‌تان متفاوت شد؛ ۲٫ قبل از اینکه آن سؤال جواب پیدا کند و بعد از اینکه جواب پیدا می‌کند باز زندگی عملی‌تان متفاوت شد؛ ۳٫ و اگر جواب آن سؤال X باشد زندگی عملی‌تان متفاوت می‌شود با وقتی که جواب آن Y باشد. پس اگر سؤالی این شرط را داشته باشد که قبل از اینکه اصلاً این سؤال به ذهن من خطور کند با بعد از اینکه سؤال به ذهنم خطور کرد دیگر زندگی عملی من نمی‌تواند مثل قبل باشد، و قبل از اینکه جواب پیدا بکند زندگی عملی من مثل وقتی که جواب پیدا کرده نمی‌تواند باشد، و اگر جواب این سؤال X باشد زندگی عملی‌ام فرق می‌کند با وقتی که جواب این سؤال Y باشد، به این سؤال سؤالی می‌گویند که در زندگی عملی من مؤثر است؛ و اگر سؤالی واجد این شروط نبود، اگر به دنبالش رفتید و به جوابی رسیدید بدون شک حقیقتی را کشف کرده‌اید اما حقیقتی که در زندگی عملی شما تأثیری ندارد. این هم مقدمه سوم.

۴- ولی زندگی ما محدود است. هر کدام از ما هم به لحاظ طول عمرمان، هم به لحاظ نیروهایمان، هم به لحاظ استعدادهای درونی‌مان و هم به لحاظ فرصت‌های بیرونی‌مان محدودیم، ولی تعداد سؤالات بی‌نهایت است. وقتی من محدودم و تعداد سؤالاتی که وجود دارد بی‌نهایت است، طبعاً باید در سؤالات دست به گزینش بزنم که کدام سؤال را به دنبال جوابش بروم و کدام سؤال را به دنبال جوابش نروم. چون اگر امکانات بی‌نهایت داشتم البته هر سؤالی را به دنبالش می‌رفتم تا جوابش را پیدا کنم، ولی وقتی عمرم محدود است و طول عمر، نیروها، استعدادهای درونی و فرصت‌های بیرونی‌ام محدود است دیگر نمی‌توانم هر سؤالی را که به ذهنم خطور کرد یا هر سؤالی را که شما پیش پای ذهنم گذاشتید به دنبال جوابش بروم. چون سؤال‌ها به تمام معنا، یعنی به معنای دقیقِ ریاضی، منطقی و فلسفی، بی‌نهایت‌اند. پس باید دست به گزینش زد. حالا که باید دست به گزینش بزنیم هر گزینشی نیاز به ملاک دارد. چه سؤالاتی را برگزینیم و به دنبال جوابش برویم و کدام را بگوییم متأسفانه فرصتی نداریم که به دنبال جوابش برویم؟ این گزینش معیار می‌خواهد. معیار آن همان چیزی است که در مقدمه قبل گفتم. سؤالاتی که وقتی جوابش مشخص می‌شود زندگی عملی‌مان تغییر می‌کند باید به دنبالش برویم ولی سؤالاتی که وقتی جوابش معلوم هم می‌شود زندگی عملی ما تغییری نمی‌کند و زندگی عملی‌مان همچنان مانند دیروز است سؤالی نیست که لازم باشد به دنبالش برویم. اگر جواب آن سؤال مشخص شود و ارتباط من با خدا- اگر ارتباطی با خدا داشته باشم- مثل دیروز باشد و ارتباطم با خودم، انسان‌های دیگر و طبیعت پیرامونی مثل دیروز باشد، چنین سؤالاتی را نباید به دنبالش بروم. پس در ناحیه اینکه دنبال چه سؤالی باید رفت و به دنبال چه سؤالی نباید رفت، اینکه آن سؤال وقتی جوابش مشخص شود چقدر در زندگی عملی من مؤثر است عملاً، و چقدر مؤثر نیست عملاً، باید حتماً در آن گزینش محل توجه قرار بگیرد. در باب بقیه سؤالات چه بکنیم؟ در باب بقیه سؤالات باید همان کاری را بکنیم که از قدیم به آن «حکمت به من چه» می‌گفتند؛ «فرزانگی به من چه» در پیش بگیرید و بگویید: «به من چه؟». یعنی سؤال‌هایی هست که من هم جوابش را نمی‌دانم، ولی این سؤال‌ها به من ربطی ندارد و کشف جوابش هم در زندگی عملی من تأثیری نمی‌گذارد. به من چه! اگر امکانات ما هم بی‌نهایت بود و دنبال جواب هر سؤالی می‌رفتیم خوب بود، ولی چنین نیست. حالا که چنین است فقط به دنبال جواب سؤال‌هایی برویم که از این سنخ هستند و نسبت به بقیه سؤال‌ها فرزانگی و حکمت «به من چه» را در پیش بگیریم و بگوییم: «به من چه؟ به من چه ربطی دارد؟». باز تأکید می‌کنم که «به من چه ربطی دارد؟» معنایش این نیست که حقیقت بی‌ارزش است، اما معنایش این است که وقتی حقایق به دو درجه و دو دسته بزرگ تقسیم می‌شود، یعنی حقایقی که در زندگی مؤثر است و حقایقی که در زندگی مؤثر نیست، لااقل حقایق غیرمؤثر در زندگی را فدای حقایق مؤثر در زندگی می‌کنم. این هم یک مقدمه.

۵- مقدمه بعدی اینکه در میان دانش‌هایی که بشر در طول تاریخ آهسته‌آهسته این دانش‌ها را کسب کرده و توسعه داده و تعمیق کرده، و رشد و پیشرفت داده است، پنج دسته دانش هست که جواب‌های پرسش‌هایی را که در زندگی عملی ما مؤثر است باید در لابه‌لای این پنج حوزه پیدا کنیم. توجه کنید که دقیقاً چه چیزی گفتم. نگفتم هر چیزی که در این پنج حوزه هست به درد زندگی عملی ما می‌خورد، اما گفتم هر چه به درد زندگی عملی ما می‌خورد باید در این پنج حوزه جست‌وجو شود. بقیه دانش‌ها را فقط کسانی که شغل و حرفه‌شان آن دانش‌ها است باید دنبال کنند. مثال می‌زنم. آیا همه انسان‌های روی زمین باید تاریخ مصر را بدانند؟ آیا همه انسان‌های روی زمین باید ادوار زمین‌شناسی را بدانند؟ آیا همه انسان‌های روی زمین باید بدانند ادیان آمریکای لاتین چند تا بوده است؟ و چه ربط و نسبت‌هایی با هم داشته است؟ آیا همه انسان‌های روی زمین باید بدانند کهکشانی که فاصله‌اش در مقام پنجاهمین کهکشان از کهکشان راه شیری است چند سال نوری با ما فاصله دارد؟ این‌ها را همه باید بدانند؟ نه. هر کدام از این سؤالات را چه کسی باید بداند؟ کسی که به اقتضای شغل و حرفه‌اش باید جواب آن سؤال را بداند. اینها سؤالاتی نیست که هر زن، مرد، دختر یا پسری، و در هر برهه تاریخی‌ای، و در هر جامعه، فرهنگ و تمدنی، و در هر سن و طبقه اجتماعی‌ای لازم باشد جواب این سؤالات را بدانند. این سؤالات سؤالاتی هستند که هر کس که چنین شغل یا حرفه‌هایی انتخاب کرده باشد باید پاسخ آنها را بداند. مثلاً کسی که جغرافیا را انتخاب کرده است باید به دنبال سؤال‌های مربوط به جغرافیا برود و کسی که تاریخ را انتخاب کرده است به دنبال جواب سؤال‌های مربوط به تاریخ برود و سایر علوم. اما یک سلسله سؤالات هستند که همه ما باید جواب آنها را بدانیم. دیگر اختصاصی به آن ندارد که بگوییم مردان باید بدانند و زنان نباید بدانند؛ گذشتگان باید می‌دانستند و آیندگان نباید بدانند؛ ما شرقی‌ها باید بدانیم ولی غربی‌ها نباید بدانند؛ ثروتمندان باید بدانند ولی فقرا نباید بدانند؛ تحصیل‌کردگان باید بدانند ولی کمترتحصیل‌کردگان نباید بدانند. اصلاً و ابداً. این سؤالات سؤالاتی هستند که هر کسی باید پاسخ آنها را بداند. یعنی سؤالاتی هستند که اگر پاسخ آنها را ندانیم دیر یا زود در جایی کمیت زندگیمان لنگ می‌شود و سرمان جایی به سنگ واقعیت‌ها می‌خورد. این غیر از این سؤال است که از تاریخ آغاز تأسیس ساعت تاکنون چند مدل ساعت طراحی و ساخته شده است. اینها ربطی به من ندارد و اگر پاسخ آنها را ندانم زندگی‌ام لنگ نمی‌ماند. چنین نیست که بگویم تا دیروز نمی‌دانستم و سؤالش هم برایم مطرح نشده بود. امروز هم که سؤالش برایم مطرح شد باز هم جوابش را نمی‌دانم. اگر جوابش را هم بدانم زندگی‌ام فرقی نمی‌کند. دیروز و امروز و فردا زندگی‌ام فرقی نمی‌کند؛ چه قبل از اینکه بر ذهنم مطرح شود و چه بعد از اینکه مطرح شد و جوابش را نمی‌دانستم و چه بعد از اینکه مطرح شد و جوابش را هم دانستم. زندگی من فرقی نمی‌کند که بدانم از آغاز صنعت ساعت‌سازی تاکنون بشر چند نوع ساعت ساخته است. اینها فقط برای متخصصان همان رشته‌ها حقایق مهم است. اگر شما متخصص منطق هستید باید به منطق بپردازید. اگر متخصص شعبه‌های ریاضیات هستید باید به شعبه‌های ریاضیات بپردازید، و به همین ترتیب شعبه‌های فیزیک، شیمی و هر دانشی که هستید. اما جواب سؤالاتی را که همه ما باید بدانیم باید در پنج حوزه یافت. تکرار می‌کنم: «هر چه در این پنج حوزه هست لزوماً به زندگی عملی ما ربط ندارد، ولی هر چه به زندگی عملی ما ربط دارد در این پنج حوزه باید جست‌وجو کرد». منظورم این است که در این پنج حوزه هم چیزهایی هست که باز هم به زندگی عملی ما ربطی ندارد. این پنج حوزه حوزه‌هایی هستند که ما باید به آنها توجه کنیم و التفات داشته باشیم. به دلیل اینکه پاسخ پرسش‌هایمان را باید در اینجا پیدا کنیم. یعنی اگر بنا است جواب سؤالمان پیدا شود باید در این حوزه‌ها پیدا شود و اگر هم پیدا نشود که هیچ. مثل اینکه من به شما بگویم اگر می‌خواهید نان خوب بخورید باید به نانوایی رجوع کنید. ولی باز تضمین نکرده‌ام که حتماً نانوایی به شما نان خوب خواهد داد ولی نان خوب را جز در نانوایی نمی‌توان پیدا کرد. بنابراین، باز به این نکته هم توجه کنید که نمی‌گویم جواب این سؤالات را در این پنج حوزه پیدا می‌کنید اما اگر بنا است پیدا شود باید در اینجا پیدا شود. اگر در اینجا پیدا نشد به طریق اولی در جای دیگری هم پیدا نخواهد شد. این پنج حوزه در میان علوم و معارف بشری عبارت‌اند از: ۱٫ بعضی از شاخه‌های فلسفه، نه همه شاخه‌های آن؛ ۲٫ کل دانشی که امروزه جزء علوم تجربی انسانی به حساب می‌آید، یعنی کل علم روان‌شناسی؛ ۳٫ ادبیات جهانی؛ رمان‌نویسان بزرگ، شاعران بزرگ و داستان‌نویسان بزرگ در تاریخ، به بسیاری از سؤالات مربوط به زندگی عملی ما پاسخ داده‌اند. کل حوزه ادبیات جهانی. مخصوصاً در میان شاخه‌های مختلف ادبی یکی رمان‌های بزرگ و یکی اشعار بزرگی که شاعران بزرگ در طول تاریخ سروده‌اند؛ ۴٫ عرفان؛ آنچه عارفان در طول تاریخ گفته‌اند و از آنها به یادگار مانده است؛ ۵٫ حوزه دین.

به این دلیل حوزه دین را آخر گفتم که می‌خواهم به این حوزه آخر بپردازم و به چهار حوزه دیگر فعلاً در این بحث کاری ندارم. بعضی از سؤالات ما در حوزه دین جواب گفته می‌شود و اینجا است که ما با «متون مقدس» سر و کار پیدا می‌کنیم. چون بحث من در واقع «ما و متون مقدس» است.

نادرستی گریز از متون مقدس، بر اساس استدلال سیمون وی در خصوص «توجه»

قبل از اینکه به بحث اصلی بپردازم می‌خواهم یک نکته را عرض کنم. به نظر شما چقدر ابلهانه است که کسی بگوید من به کل آنچه فیلسوفان در طول تاریخ گفته‌اند می‌خواهم بی‌اعتنایی کامل بکنم؟ چقدر این کار ابلهانه به نظر می‌آید؟ خواهند گفت فیلسوفان هر چقدر هم در طول تاریخ مرتکب خطای اندیشگی و فکری شده باشند و هر چقدر هم آرائشان با یکدیگر ناسازگار باشد و هر چقدر هم نتوانسته باشند مسائل را حل، و مشکلات را رفع کنند، ولی بالأخره این فیلسوفان بزرگ‌ترین قُلل تاریخ فکری بشرند و نمی‌شود انسان چنان زندگی کند که گویی حتی یکی از این فیلسوفان هم تا کنون پا به تاریخ نگذاشته است. این سخن را در باب عارفان هم می‌توان گفت. عارفان که مشتی دیوانه و مجنون نبوده‌اند. عارفان، نحله و گروهی از بزرگ‌ترین متفکران تاریخ بشر بوده‌اند. آیا صحیح است که من چنان زندگی کنم که گویی هیچ عارفی در طول تاریخ ظهور نکرده بوده است؟ این کار فقط محرومیت و خسران خودم را در پی خواهد داشت. همین‌طور که اگر شما به کل پیشرفت‌هایی که در پزشکی صورت گرفته بخواهید بی‌اعتنا باشید و چنان زندگی کنید که گویی تاکنون دانشی به نام پزشکی وجود نداشته و پزشکی در تاریخ ظهور نکرده است، دارید خودتان را بیچاره و بدبخت می‌کنید؛ خودتان را از بسیاری از نعمت‌هایی بی‌نصیب می‌کنید که به سلامت، نیرومندی، یا زیبایی بدن مربوط می‌شود. بالأخره پزشکی آمده است تا بدن مرا سالم‌تر، نیرومندتر و زیباتر کند. اگر بخواهم به اینها بی‌توجهی کنم خودم را محروم کرده‌ام. همان‌طور که نمی‌شود به آنچه فیزیک‌دانان، شیمی‌دانان، زیست‌شناسان، منطق‌دانان، ریاضی‌دانان، مورخان، جغرافی‌دانان و … گفته‌اند پشت کنیم و اگر چنین کنیم در واقع خودمان را بی‌بهره کرده‌ایم، به همین ترتیب هم نمی‌شود به آنچه فیلسوفان، روان‌شناسان، عارفان، ادیبان، شاعران و رمان‌نویسان بزرگ و آنچه «متون مقدس ادیان و مذاهب» گفته‌اند بی‌اعتنا باشیم. تأکید من در اینجا بر «متون مقدس ادیان و مذاهب» است. بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب را، چه بپذیرید و چه نپذیرید و چه بعضی از آموزه‌هایشان را بپذیرید یا همه آموزه‌هایشان را بپذیرید یا همه آموزه‌هایشان را نپذیرید، هر مواجهه‌ای با آنها داشته باشید، ولی نمی‌توانید انکار کنید که اینها انسان‌های بزرگی بوده‌اند که ظهور کرده بودند و هر انسان بزرگی البته ممکن است خطا کند ولی بالأخره انسان بزرگی است. یعنی عیسی کسی نیست که تاریخ بتواند از او صرف نظر کند. بودا کسی نیست که تاریخ بتواند از او صرف نظر کند. به این جهت می‌خواهم این نکته را عرض کنم که به سبب یک سلسله اموری که در سطح جهانی، عموماً، و در سطح کشور ما، خصوصاً و بالأخص، رخ داده است می‌بینیم که گریزی از متون مقدس در میان نسل‌های جدیدتر واقع شده است. من می‌خواهم بگویم این گریز، گریزی است که به صلاح گریزنده نیست. در واقع، گریزنده خودش را از منبع غنی‌ای محروم کرده است. بنابراین، همان‌طور که نمی‌توانیم به آثار فلاسفه، عرفا، شاعران و رمان‌نویسان بزرگ، و فرزانگان پشت کنیم و نمی‌شود چنان زندگی کرد که گویی شکسپیر هنوز به دنیا نیامده و چنان زندگی کرد که گویی کانت به دنیا نیامده و چنان زندگی کرد که گویی اینشتین به دنیا نیامده، نمی‌شود چنان زندگی کرد که گویا عیسی، محمد یا هر بنیان‌گذار دین و مذهب دیگری به دنیا نیامده است. این از سر این نیست که کسی راجع به دین تعصب، پیش‌داوری نابجای مثبت یا جزم و جمود داشته باشد، بلکه یک واقعیت است. واقعیت این است که بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب، چه کاملاً درست گفته باشند و چه بعضی از آنچه گفته‌اند درست باشد و بعضی نادرست باشد، و چه همه آنچه گفته‌اند نادرست باشد، انسان‌هایی بوده‌اند که باید به آنها «توجه» کرد و اینجا است که به مطلب بعدی می‌رسیم و آن «توجه» (attention) است.

سیمون وی (Simone Weil)، فیلسوف، عارف و مبارز سیاسی‌اجتماعی و دین‌شناس بزرگ قرن بیستم در فرانسه، مفهومی را ابداع کرد و آن مفهوم «توجه» است و من می‌خواهم به این مفهوم اشاره بدهم.

سیمون وی در مفهوم «توجه» به این سخن اشاره می‌کرد. وی می‌گفت خدا هرگز نخواهد گفت که چرا همه سخنان فلان فیلسوف، یا فلان بنیان‌گذار دین و مذهب یا فلان عارف را قبول نکردی. اصلاً و ابداً. چرا؟ چون قبول‌کردن یا نکردن امر اختیاری نیست. باید مطلبی با مجموع قوای ادراکی من سازگار بیفتد تا ذهن من بتواند آن را قبول کند. اگر سازگار نیفتد ذهن من نمی‌تواند قبول کند. خدا نمی‌تواند به ما بگوید چرا همه سخنان فلان فیلسوف، یا فلان عارف یا فلان بنیان‌گذار دین و مذهب را نفهمیدی. چون فهمیدن هم در اختیار من و تو نیست. ولی خدا می‌تواند بگوید چرا به آثار فلان فیلسوف یا فلان بنیان‌گذار دین و مذهب «توجه» نکردی. چرا؟ چون سیمون وی معتقد است فیلسوفان، عارفان، بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب، فرزانگان، و روان‌شناسان مثل نعمت‌های طبیعی هستند. همین‌طور که اگر به نباتات، حیوانات و جمادات توجه نکنیم خودمان را از چیزهایی محروم کرده‌ایم اگر به این نعمت‌ها هم بی‌توجهی کنیم خودمان را محروم کرده‌ایم.

خدا وقتی ما را به دنیا آورد جماداتی همچون چوب، سنگ و آب، در اختیار ما گذاشت؛ نباتاتی (انواع و اقسام گیاهان و درختان) در اختیار ما گذاشت؛ انواع و اقسام جانوران را در اختیار ما گذاشت. بعد می‌گوید خداوند انواع و اقسام «انسان‌ها» را هم در اختیار شما گذاشته است. چگونه شما جمادات، نباتات و حیوانات را نعمت خدا به حساب می‌آورید ولی فیلسوفان، عارفان، فرزانگان، بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب، عالمان و ادیبان نعمت‌های خداداده به شما نیستند؟ نعمت‌ها فقط چیزهایی نیستند که از غیر نوع بشر باشند. ما فکر می‌کنیم نعمت‌های خدادادی فقط نعمت‌هایی است که یا از جنس جماد باشند یا از جنس نبات یا از جنس حیوان. اما بخشی از نعمت‌ها، و بخش بسیار مهمی از نعمت‌هایی که خدا به ما داده انسان‌های همنوع خود ما هستند. اگر در میان این انسان‌ها علمی هست که در تو نیست، قدرت تفکری هست که در تو نیست، عمق فهمی هست که در تو نیست، تجربه‌ای هست که در تو نیست، اگر با اینها قهر کردی خودت را به فقدان علم، فقدان قدرت تفکر، فقدان عمق فهم، و فقدان تجربه محکوم کرده‌ای. یعنی همین‌طور که اگر من به درختان هلو پشت کنم و با آنها قهر کنم خودم را از نعمت میوه‌ای مثل هلو محروم کرده‌ام، اگر من به فیلسوفان هم پشت کنم خودم را از نعمتی محروم کرده‌ام. از نظر سیمون وی، توجه و التفات به این نکته که «همه نعمت‌ها را خداوند فقط از طریق جمادات، نباتات و حیوانات به ما نداده و از طریق انسان‌ها هم نعمت‌هایی به ما داده است» به ما الزام می‌کند که به آنها هم «توجه» کنیم. در این باره هم خدا ما را مؤاخذه می‌کند. خدا می‌گوید تو نباید بعد از شکسپیر چنان زندگی می‌کردی که آنهایی که قبل از شکسپیر بودند زندگی می‌کردند. تو نمی‌توانی بعد از به وجود آمدن بودا چنان زندگی کنی که آنهایی که قبل از به وجود آمدن بودا زندگی می‌کردند. همین‌طور که تو نمی‌توانی بعد از به وجود آمدن باخ و بتهوون چنان زندگی کنی که آنهایی که قبل از باخ و بتهوون زندگی کرده بودند. چون آنها نعمتی را نداشتند که تو داری و باید از این نعمت، کمال استفاده را می‌کردی. با این استدلال سیمون وی می‌گفت خدا هرگز به من نخواهد گفت که فلانی، مثلاً خانم سیمون وی، چرا سخنان فلان فیلسوف را «قبول» نکردی. چون می‌گویم به دلیل اینکه این سخنان با شاکله ذهنی من سازگار درنمی‌آمد. دست خودم نیست که قبول کنم. باید این سخن را این شاکله بپذیرد. پس قبول نکرده‌ام. باز نخواهد گفت که چرا سخنانش را «فهم» نکرده‌ای. چون فهم هم دست خودم نیست. فهم هم توانایی‌های ذهنی‌ای می‌خواهد که دست خودم نیست و من نداشته‌ام. لذا سخن فلان فیلسوف را فهم نکرده‌ام. اما خدا می‌تواند به من بگوید که من از تو فهم و قبول‌کردن نمی‌خواهم ولی «توجه» را می‌خواهم. تو باید چنان رفتار می‌کردی که نشان بدهی داری بعد از نیوتن زندگی می‌کنی نه قبل از نیوتن؛ قبل از اینکه نعمتی به نام نیوتن، عیسی، محمد، علی ابن ابی‌طالب، فرانسوای آسیزی و … به شما داده باشم. شما باید به این نعمت‌ها «توجه» کنید. بنابراین، سیمون وی می‌گفت «توجه» (attention) بزرگ‌ترین وظیفه‌ای است که انسان در قبال خدا دارد. چون اگر من به نعمت‌ها توجه نکنم مثل کسی است که هدیه خدا را پس فرستاده و گفته است من این هدیه را نمی‌خواهم و به این هدیه نیازی ندارم و می‌خواهم چنان زندگی کنم که قبل از دریافت این هدیه بوده است.

بنابراین، می‌گفت ما باید «توجه» کنیم و از این لحاظ پیام سیمون وی این بود که به متون مقدس ادیان و مذاهب هم «توجه» کنیم. منتها بعد از اینکه «توجه» می‌کنیم می‌بینیم بسیاری از آنچه در متون مقدس آمده است «فهم» نمی‌کنیم. خوب در اینجا دیگر شما تقصیری ندارید. چون فهم نمی‌کنید. در میان فهم‌شده‌ها هم می‌بینید بعضی را عقل خودتان نمی‌تواند قبول کند. باز هم تقصیری ندارید. قبول نکنید. اما بخشی از آن را هم فهم می‌کنید و هم می‌بینید که می‌توانید قبول کنید. شما باید به اینها التزام نظری و عملی داشته باشید. بنابراین، من نمی‌توانم به اسم اینکه در کتاب‌های مقدس ادیان و مذاهب سخنان باطل یا احیاناً سخنان یاوه هم آمده است به متون مقدس توجه نکنم. مگر در سخن چه کسی است که باطل و یاوه راه پیدا نکرده باشد؟ این شما هستید که باید توجه کنید و آنهایی را که با تمام توجهتان فهم نمی‌کنید یا قبول نمی‌کنید که هیچ؛ نمی‌توان کاری کرد؛ و آنهایی را هم که فهم می‌کنید ولی نمی‌توانید قبول کنید باز قبول نکنید. ولی آنهایی را که هم فهم می‌کنید و هم قبول می‌کنید حکم دیگری دارد. اینها نعمت‌هایی است که خدا برای شما فرستاده و مثل هر نعمت دیگری که از شما می‌پرسد با آن چه کرده‌اید راجع به این نعمت‌ها هم از شما می‌پرسد. بنابراین، نمی‌شود به این بزرگان پشت کرد.

اما اگر دقت کنید از این بیان، که من هم کاملاً با آن موافقم، برنمی‌آید که توجه‌کردن به متن مقدس یعنی طابق النعل بالنعل همه متن مقدس را پذیرفتن. اصلاً و ابداً چنین نتیجه‌ای از این سخن بیرون نمی‌آید. چرا؟ چون هیچ عادلی و هیچ انسان منصفی، و از جمله خدا که عدل و انصاف را علی‌الفرض در حد کمال دارد نمی‌تواند بر ما تکلیف ما لا یطاق کند. نمی‌شود هیچ انسان منصفی کاری را که از من ساخته نیست از من بخواهد. خدا هم نمی‌تواند چنین چیزی را از من بخواهد. اگر خدا هم نمی‌تواند کاری را که از من ساخته نیست از من بخواهد خب اگر از ذهن من ساخته نیست که این جمله کتاب مقدس را قبول کنم و نمی‌توانم و عقل من نمی‌تواند آن را قبول کند آنگاه نمی‌توانند بگویند که هرچند عقلت نمی‌تواند قبول کند ولی تو باید قبول کنی. مثل این است که بگویند پایت نمی‌تواند حرکت کند ولی باید دونده جهانی شوی. نمی‌توانم و توان ندارم. توان آدمی که فقط توان جسمانی او نیست. توان ذهنی هم توان است. توان روانی هم توان است. من توان قبول‌کردن این جمله کتاب مقدس را ندارم. این آیه را نمی‌توانم قبول کنم، اما به آن «توجه» کرده‌ام. یعنی خودم را بی‌اعتنا نشان نداده‌ام. هدیه را وا نزده و رد نکرده‌ام.

زیانباربودن بی‌اعتنایی به متون مقدس

بر این اساس، می‌خواستم عرض کنم که این گرایشی که در سطح جهانی، عموماً، و در ایران خصوصاً در میان نسل‌های جدیدتر پدید آمده که مطلقاً به کتاب مقدس بی‌اعتنا هستند و گویا مجموعه امور مقدس و مجموعه کتب مقدس را امور یاوه، لایعنی، گزاف و بیهوده تلقی می‌کنند به نظر می‌آید که به نفع خود آن مخاطب، یعنی به نفع کسی که این گریز یا حتی ستیز را نشان می‌دهد نیست. کما اینکه اگر شما به آثار شکسپیر هم پشت کنید به نفعتان نیست. شکسپیر هم چیزهایی برای گفتن دارد؛ برای همین زندگی محسوس و ملموس و عملی ما. اینکه شکسپیر در چند وزن شعر گفته به درد زندگی عملی من نمی‌خورد که بفهمم در شعر انگلیسی سونات‌ها و غزلیات شکسپیر چند وزن است. اینها به درد زندگی عملی من نمی‌خورد، اما محتوای شعر او ممکن است به درد زندگی من بخورد. ممکن است من از این نکته غافل باشم.

اگر باز هم ذهنتان راضی نیست با یک مثال این نکته را می‌گویم و به سراغ مطلب اصلی می‌روم. فرض کنید شما به مسافرتی در خارج از کشور می‌روید. به این دلیل می‌گویم «در خارج از کشور» چون می‌خواهم غذایی باشد که شما در عمرتان نخورده باشید. مثلاً به اسپانیا می‌روید و در رستوران غذایی را برای شما سرو می‌کنند و شما می‌خورید و این غذا به نظرتان بسیار خوشمزه می‌آید. اولین بار هم هست که اصلاً با این غذا مواجه شده‌اید. به نظرتان بسیار خوشمزه می‌آید و از آن لحظه که این غذا را می‌خورید داغ دلتان زیاد می‌شود که کاش من سی سال پیش اولین بار این غذا را خورده بودم. اگر ۳۰ سال پیش اولین بار این غذا را خورده بودم در این سی سال هفته‌ای دو بار از این غذا خورده بودم. هرچه آن غذا به نظرتان خوشمزه‌تر بیاید حسرت زندگی گذشته‌تان بیشتر می‌شود و می‌گویید اگر من چهل سال پیش با این غذا آشنا شده بودم، چهل تا پنجاه‌ودو هفته داشتم و در هر هفته دو بار از این غذا خورده بودم و این یعنی ۲×۵۲×۴۰ که می‌شود ۴۱۶۰٫ یعنی ۴۱۶۰ بار از این غذا خورده بودم. یعنی من ۴۱۶۰ بار از این غذا محروم شده‌ام. این سخن که در باب غذای جسم شما صادق است، در باب غذای روح شما هم صادق است. ممکن است امشب کتابی را بخوانید که بعد به خودتان بگویید اگر من ۴۰ سال پیش این کتاب را خوانده بودم چقدر از کج و معوج رفتن‌ها را نکرده بودم و فلان کارهای بیهوده را انجام نداده بودم و فلان راه‌های خطا را نرفته بودم و خودم را به چه سنگلاخ‌هایی نینداخته بودم و چه درد و رنج‌هایی بر خودم تحمیل نکرده بودم. آیا احتمال اینکه غذایی را به عمرتان نخورده باشید و خوشمزه‌تر از همه غذاهایی باشد که تا الان خورده‌اید منتفی می‌دانید؟ نه. پس چرا درباره کتاب‌ها این احتمال را نمی‌دهید؟ چرا در باب فیلسوفان، بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب، عارفان، فرزانگان، روان‌شناسان، شاعران، و رمان‌نویسان این احتمال را نمی‌دهید که امشب به کتابی بربخورید و از فردا تمام اندوه و حسرتتان این باشد که کاش این کتاب را که امشب به آن برخورده‌ام سی سال پیش به آن برخورده بودم. باور کنید اگر شما فرصت داشتید من نمونه‌های فراوانی را از بزرگان تاریخ برایتان می‌گفتم که کسانی درد و دریغ‌هایی می‌خورند که چرا من در فلان سال با فلان کتاب آشنا شدم. اگر من ۲۰ یا ۳۰ سال زودتر با فلان کتاب یا با فلان شخص آشنا شده بودم زندگی‌ام به گونه دیگری بود. حال آیا شما احتمال نمی‌دهید که یکی از این حقایق در متون مقدس یکی از ادیان و مذاهب باشد؟ مثلاً احتمال نمی‌دهید در ذمه پده آیین بودا، دائو د جینگ آیین دائو، اوپانیشادها، بهگودگیتا، مهابهارات‌ها در آیین هندو، قرآن، عهد عتیق، عهد جدید، اوستا و همهٔ متون ادیان و مذاهبِ زنده یا مرده حقایقی باشد که به درد زندگی عملی شما بخورد؟ آیا واقعاً چنین احتمالی را نمی‌دهید؟ باور کنید این واقعیتی است که وقتی به آن برمی‌خورید تأسف می‌خورید که چرا زودتر از این حقیقت آگاه نشده‌اید. این را به عنوان کسی که خیرخواه شما است با صداقت به شما می‌گویم. قدری دامنه را باز کنید و خودتان را محصور نکنید و نگویید من اساساً از عرفان، یا دین و مذهب، یا فلسفه صرف‌نظر کرده‌ام. باز هم تکرار می‌کنم که چنین نیست که هر چه فیلسوفان، روان‌شناسان، عارفان، بنیان‌گذاران ادیان و مذاهب، شاعران و نویسندگان گفته‌اند درست باشد. حتی چنین هم نیست که هر چه گفته‌اند به درد زندگی عملی ما بخورد ولی چیزهایی که به درد زندگی ما بخورد باید در این جاها پیدا شود. اگر در اینجا پیدا نشود در جای دیگری هم پیدا نخواهد شد؛ کما اینکه اگر نانوایی محله شما به شما نان خوب نمی‌دهد نمی‌توانید بگویید چون نانوایی نان خوب نمی‌دهد از تعمیرکار رادیو و تلویزیون نان خوب می‌خرم. نان را باید از نانوایی خرید. اگر بنا است چیزی پیدا شود در آن پنج حوزه باید پیدا شود.

ما و متون مقدس <>

شروط لازم برای مراجعه مثمر ثمر به متون مقدس

برای اینکه رجوع به متون مقدس مثمر ثمر باشد باید سه ویژگی را لحاظ کنیم و اگر این سه ویژگی را لحاظ کنیم آنگاه به آن نتیجه‌ای می‌رسیم که امروز می‌خواستم آن نتیجه را خدمت شما بگویم؛

۱- اگر کسی بخواهد حقیقت‌طلبانه با متون مقدس ادیان و مذاهب سر و کار پیدا کند نباید فرضش بر این باشد که هر چه حق هست در یک متن مقدس آمده است. نه. چنین نیست. حقایق فراوانی هست که در این متن مقدس نیامده و باید به سراغ سایر متون مقدس رفت و جای دیگری آنها را پیدا کرد. یا باید به سراغ آثار عارفان، فیلسوفان، شاعران، رمان‌نویسان و روان‌شناسان رفت و آنها را پیدا کرد. نباید فرض ما این باشد که هر چه حق است در این کتاب مقدس آمده است؛ آن کتاب مقدس هر کتاب مقدسی که می‌خواهد باشد. این فرض اول است. ما نباید بگوییم من هر چه برای زندگی‌ام نیاز دارم در این کتاب هست. ممکن است حقایق بسیاری برای زندگی تو لازم باشد که در کتاب‌های دیگر آمده است. من تعجب می‌کنم که برخی متدینان با این سخن مخالفت می‌کنند، در حالی که پیامبر همین دین گفته است: «اطلبوا العلم ولو بالصین؛ طلب علم کنید ولو به چین». آیا چینیان به نظر شما مسلمان بودند؟ پس چرا پیامبری که قرآن دارد، به مردم می‌گوید بروید و علم را ولو در چین طلب کنید؟ چرا؟ آیا مردم می‌توانستند به پیامبر بگویند خوب شما که قرآن را برای ما آورده‌ای، ما دیگر کجا برویم؟ چرا به چین برویم؟ این معنایش این است که فکر نکنید هر چه هست در اینجا است. چیزهایی که در اینجا هست همه حقیقت نیست. حقایقی هم هست که باید جاهای دیگری ناخنک بزنید و سرک بکشید. آن جاهای دیگر، ممکن است متون مقدس ادیان و مذاهب دیگر باشد یا آثار فیلسوفان، روان‌شناسان، شاعران، رمان‌نویسان، عارفان، فرزانگان و غیره. این فرض اول است. پس هر چه حق است در این کتاب مقدس نیست.

۲- هر چه در این کتاب مقدس است حق نیست. نباید گمان کنیم هر چه در متن مقدس هست حق است. باید ببینیم آیا عقل و وجدان اخلاقی ما می‌تواند آنچه را در متن مقدس هست بپذیرد یا نه. ممکن است در هر کتاب مقدسی اموری باشد که حق نباشد. ممکن است. نگفتم حتماً هست. ولی ممکن است؛ و بنابراین، فرض دوم ما هم این است که هر چه در این کتاب هم هست حق نیست. در این کتاب هم، مثل هر کتاب دیگری، حق هست و باطل هم هست. حقایق عمیق‌تر هست. حقایق سطحی‌تر هم هست. وقتی شاعر ما می‌گفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یک شاعر روشنفکر امروزی قرن بیست‌ویکمی و گرفتار غرب‌زدگی نبود. شاعر و عارف ما وقتی هزار سال پیش می‌گفت «کی بود تبت یدا مانند یا ارض ابلعی» یعنی من قبول دارم که در قرآن آیه «تبت یدا ابی لهب و تب» (مسد: ۱) هست و قبول هم دارم که در قرآن آیه «یا ارض ابلعی ماءک و یا سماء اقلعی …» (هود: ۴۴) هم هست. حتی نمی‌گفت که یکی از این دو نادرست است، ولی می‌گفت این کجا و آن کجا. به ابولهب فحش‌دادن کجا و «یا أرض ابلَعی ماءک و یا سماء أقلِعی» کجا! نمی‌خواهم پیام آن عارف را تخطئه کنم و نزد شما به‌خطا جلوه دهم و بگویم که این شاعر می‌گفت یکی از آن آیات حق است و دیگری باطل. شاعر می‌گفت این آیه هست و آن آیه هم هست، اما این کجا و آن کجا! حتی بزرگان فرهنگ اسلامی در قدیم کتاب‌هایی به نام جواهر القرآن می‌نوشتند. بسیاری از بزرگان فرهنگ ما جواهر القرآن نوشته‌اند. غزالی جواهر القرآن بسیار معروفی دارد که در ایران هم چاپ شده و به فارسی هم ترجمه شده است. غزالی هزار سال پیش حجه الاسلام و بزرگ‌ترین عالم جهان تسنن بود. وی هزار سال پیش در مقدمه کتابش می‌گوید سرتاسر قرآن حق است، اما آیات قرآن به دو دسته قابل تقسیم است: گوهرها، و صدف‌ها یا خزف‌ها. دسته‌ای از آیات قرآن گوهرند. بقیه یا صدف‌اند که این گوهرها را در دل خودشان نگه داشته‌اند، یا اصلاً خزف هستند؛ و بعد می‌گوید، به نظر من، این آیاتی که من در اینجا گردآوری کرده‌ام جواهر قرآن است. یعنی گوهرها این آیات است. غزالی نمی‌گوید بقیه آیات ناحق است. این با سخن من فرق دارد. سخن من از این هم بالاتر می‌رود. غزالی نمی‌گوید این آیات باطل است. فقط می‌گوید فرق است بین این دسته از آیات با دسته دیگری از آیات. برخی آیات گوهر است و بقیه آیات نهایتاً صدف است؛ صدفی که آمده است آن گوهر را نگه دارد و پوسته‌ای است که آمده است آن مغز را حفظ کند. یا اصلاً خزف و سفال است. چیز بی‌ارزشی است. وقتی شاعر می‌گفت «ما ز قرآن مغز را برداشتیم/ پوست را بهر خران بگذاشتیم» آیا چنین نمی‌گفت؟ یعنی قرآن پوست‌هایی هم دارد که ما آن پوست‌ها را برنداشتیم و آنها را برای خران باقی گذاشتیم. البته تعبیر این شاعر کمی رکیک است ولی می‌خواهد بگوید کسانی هستند که سطح فکرشان آن‌قدر نازل است که آن آیات برایشان سودمندتر است و کسانی هم هستند که سطح فکر فاخرتر و عالی‌تری دارند و این آیات برایشان ارزشمند است. حتی بسیاری از مفسران در همین قرآن، آیه «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»؛ «ای محمد! بشارت بده به کسانی که سخن منِ خدا را می‌شنوند و بهترینش را انتخاب و تبعیت می‌کنند» (زمر: ۱۷-۱۸) را که تفسیر می‌کردند می‌گفتند بالأخره «بهترین» یعنی اینکه آیات قرآن با هم فرق می‌کنند. «به» داریم و «بهترین» داریم. «به» داریم و «خوب» داریم. البته من از این بالاتر باز خدمت شما می‌گفتم. من گفتم ما باید در متون مقدس فرض اولمان این باشد که چنین نیست که هر چه حق هست در این کتاب باشد. حق‌هایی هم هستند که در کتاب‌های دیگر و در جاهای دیگری هستند. دوم هم اینکه چنین نیست که هر چه در این کتاب هست حق است. این هم فرض دوم است. آن وقت، بعد، نتیجه سوم این می‌شود که:

۳- ما با داشتن یک کتاب مقدس از سایر کتب مقدس بی‌نیاز نیستیم.

اگر ما با چنین رویکردی به متون مقدس رجوع کنیم آنگاه مطالبی می‌یابیم که زندگی‌مان را بهبود می‌بخشد.

فرآورده مواجهه حقیقت‌طلبانه با متون مقدس

حال این مطالب اگر با این سه شرط رعایت شود آن وقت از متون مقدس تلقی‌ای به ما می‌دهد که به نظر بسیاری، از جمله متفکری بریتانیایی به نام ریموند گویس (Raymond Geuss)، اگر این تلقی را داشته باشیم مواجهه‌مان با کتب مقدس از ما یکی از این سه انسان را می‌سازد؛ و ادیان آمده‌اند تا از ما یکی از این سه نوع انسان را بسازند. اگر کتاب مقدس از ما انسان قسم چهارم یا پنجمی ساخت ما ندانسته‌ایم که کارکرد این متون مقدس در زندگی چیست. تا اینجای سخن، سخن من بود، ولی از اینجا به بعد از قول گویس برای شما نقل می‌کنم. وی می‌گفت کسانی که مواجهه حقیقت‌طلبانه با متون مقدس دارند وقتی با متون مقدس سر و کار پیدا می‌کنند و به متون مقدس توجه تام می‌کنند و آنچه را که فهم نمی‌کنند که هیچ و آنچه را که فهم می‌کنند ولی قبول نمی‌کنند هم که هیچ، و آنچه را که فهم می‌کنند و قبول هم دارند و به آن التزام نظری و عملی می‌ورزند فرآورده‌اش یکی از این سه انسان خواهد شد و هر سه هم خوب است؛

۱- نوع اولِ انسانی که از این مواجهه پدید می‌آید انسان‌هایی هستند که به این نتیجه می‌رسند که من برای اینکه به خدا، جان جهان، هستی، واقعیت نهایی عالم وجود، یا هر تعبیر دیگری که از آن بکنید، بخواهم برسم و واصل شوم چاره‌ای ندارم جز اینکه نوعی تطهیر اخلاقی درونی پیدا کنم. در اینجا نمی‌خواهم بحث گویس را مفصلاً خدمت شما عرض کنم ولی اجمالش را می‌گویم. مثال می‌زنم. در این تلقی خدا، از باب مَثل، مِثل یک پادشاه می‌ماند. شما اگر عریضه‌ای داشته باشید و بخواهید آن را پیش پادشاهی ببرید و بخواهید پادشاه این عریضه را دریافت کند و بخواند و به مقتضای عریضه شما ترتیب اثر بدهد و به داد شما برسد چه می‌کنید؟ به صورت طبیعی فکر کنید. اول کاری که می‌کنید این است که بدن و لباس‌های خودتان را آن‌قدر نظیف می‌کنید که از بوی بدن شما و از آلودگی و پلشتی لباس شما احساس انزجار به او دست ندهد و به شما بگوید عقب برو؛ تا بتوانید به کنار پادشاه بروید و عریضه را به دست او بدهید. برای اینکه انسان به پادشاه نزدیک شود باید نظیف‌ترین بدن و لباس را داشته باشد تا بتواند تا کنار پادشاه برود؛ و الا اگر شاه از دور گفت اصلاً جلو نیا، آنگاه احتمال اینکه من بتوانم عریضه‌ام را به دست او برسانم کم است. در این مثالِ من، آلودگی، آلودگی جسم و بدن است. در این تلقی اول می‌گویند ما با پادشاهی سر و کار داریم که خودش از سنخ جسم نیست. این پادشاهان چون خودشان از سنخ جسم هستند برایشان آلودگی یا نظافت بدن و لباس مهم است و اینکه دهان من بو ندهد و … . اما آن پادشاه خودش از سنخ روح است. بنابراین، اگر بخواهد عریضه من به دستش برسد باید آلودگی روحی نداشته باشم وگرنه نمی‌توانم به او نزدیک شوم. تقرب به آن پادشاه از این راه است که من نظافت روحی داشته باشم و بنابراین من برای اینکه به جان جهان، خدا، روح هستی، یا هر چه از آن تعبیر می‌کنید، واصل شوم و تقرب الی الله پیدا کنم و به نیروانا بپیوندم و فنای فی الله و بقاء بالله پیدا کنم و به تعبیر عارفان مسیحی نکاح روحانی با خدا پیدا کنم (همه اینها تعابیر مختلفی از یک مفهوم است) باید نظافت روحی داشته باشم و بنابراین کتاب مقدس دارد به من می‌گوید از این به بعد روح خودت را این‌گونه نظیف کن. چون خدا، یعنی آن پادشاه، آلودگان را نزد خودش راه نمی‌دهد. این یک دیدگاه است. این دیدگاه تقریباً مثل آن جمله‌ای است که به پیامبر اسلام نسبت می‌دهند که «انما بعثت لاتمم مکارم الأخلاق» یا «بعثت لاتمم مکارم الأخلاق»[^۱] (من فقط مبعوث شده‌ام برای اینکه مکرمت‌های اخلاقی را تتمیم کنم) خیلی به این افق دیدگاه اول نزدیک است. می‌خواهد بگوید اصلاً دین آمده است که تو از لحاظ ذهنی، روانی و خُلقی پاک شوی. اگر پاک شدی به روح هستی می‌پیوندی و از روح هستی جدا نمی‌افتی. این یک تلقی است. فرض تلقی اول، وجود خدای متشخص انسان‌وار در هستی است که دیگر نمی‌خواهم وارد آن بحث شوم. فقط برای دوستانی که با این بحث آشنایی دارند اشاره می‌کنم.

۲- اما تلقی دومی هم وجود دارد. ممکن است وقتی با متون مقدس برخورد می‌کنی انسان دیگری شوی؛ یعنی انسانی شوی که به تمام هستی به یک چشم نگاه کنی. در هستی برای تو زشت و زیبا وجود نداشته باشد؛ خوب و بد وجود نداشته باشد؛ آلوده و پالوده وجود نداشته باشد؛ ناب و مَشوب به شائبه وجود نداشته باشد. چرا؟ یعنی چگونه می‌توانیم به تمام هستی به یک چشم نگاه کنیم؟ به دلیل اینکه فاصله هر عددی با بی‌نهایت با فاصله هر عدد دیگری با بی‌نهایت مساوی است. یعنی ۱ با هزار ۹۹۹ تا فاصله دارد، اما یک و هزار تا بی‌نهایت چقدر فاصله دارند؟ به یک اندازه فاصله دارند. پس هیچ جزئی از اجزای جهان هستی به خدا نزدیک‌تر از سایر اجزای جهان نیست. ما چون فکر می‌کنیم بعضی از اجزا به خدا نزدیک‌ترند و بعضی از خدا دورترند می‌گوییم بعضی زشت‌اند و بعضی زیبا؛ بعضی خوب‌اند و بعضی بد؛ بعضی آلوده‌اند و بعضی پالوده؛ بعضی ناب‌اند و بعضی مَشوب به شوائب. چون فکر می‌کنیم فاصله اینها با خدا فرق می‌کند. اعداد نسبت به هم فاصله دارند. شکی نیست. یک خیلی با هزار فاصله دارد و هزار با ۱۰ میلیارد خیلی فاصله دارد و ۱۰ میلیارد با ۵۰۰ تریلیارد خیلی فاصله دارد. اما هر کدام از این اعداد با بی‌نهایت چقدر فاصله دارد؟ به همان اندازه که آن یکی هم با بی‌نهایت فاصله دارد. بنابراین، این ما هستیم که فکر می‌کنیم میزان قرب و بُعد موجودات به خدا با هم فرق می‌کند و بر این اساس آنها را مدرج‌بندی می‌کنیم. گویس می‌گفت بعضی از آدمیان وقتی با کتب مقدس مواجه شدند دیدند کتب مقدس می‌خواهد به آنها بگوید همه به یک اندازه از زیبایی، خوبی، و ناب‌بودن برخوردارند و همه به یک اندازه پیراسته و پالوده‌اند. ماییم که از دیدگاه‌های خودمان دور و نزدیک می‌کنیم. ماییم که وقتی تار موی زنی پیدا باشد می‌گوییم دیگر خیلی از خدا دور افتاده است. ماییم که وقتی مردی کمی ریشش را تراشید می‌گوییم تو دیگر از خدا دور افتاده‌ای. ما داریم با معیارهای خودمان اندازه می‌گیریم، اما گویی انسان می‌تواند به حالتی برسد که بگوید اینها خودشان با هم فرق می‌کنند؛ درست مثل اینکه یک با هزار فرق می‌کند ولی فاصله یک با بی‌نهایت مساوی با فاصله هزار با بی‌نهایت است. بنابراین، در قیاسشان با خدا همه‌شان را خدا دوست دارد و همه‌شان را خدا به یک اندازه دوست دارد. همچنان که، به تعبیر مولانا، خورشید وقتی صبح می‌خواهد سر از کوه برآورد و از مشرق بیرون بیاید نمی‌گردد تا چمنزارها را پیدا کند و بگوید من بر چمنزارها می‌تابم ولی بر منجلاب‌ها و مرداب‌ها نمی‌تابم. می‌گوید من به‌یکسان بر همه می‌تابم و برای من فرقی نمی‌کند. خورشیدِ خدا هم بر همه به‌یکسان می‌تابد؛ و بنابراین، مدرج‌بندی را کنار می‌گذارم. همهٔ ما به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم. به یک اندازه به هم نزدیک نیستیم، اما همه ما به یک اندازه به خدا نزدیکیم. این دیدگاه شبیه دیدگاه حضرت زینب است. توجه داشته باشید که من فقط مثال می‌زنم و هیچ یک از اینها را به بزرگان دین نسبت نمی‌دهم. به دلیل اینکه الی ماشاءالله چیزهایی به آنها نسبت داده شده است که هیچ اساسی هم ندارد. جمله‌ای که به حضرت زینب نسبت داده می‌شود این است که: «و ما رأیت الا جمیلا؛ من فقط زیبایی در جهان دیده‌ام». وقتی ایشان این جمله را می‌گوید نمی‌خواهد بگوید حسین بن علی، به اندازه یزید ابن معاویه است. نمی‌خواهد بگوید فلان کسی که دارد در راه حق مبارزه می‌کند مثل کسی است که دارد در راه باطل تلاش می‌کند، اما می‌خواهد بگوید همه اینها به‌یکسان مشمول لطف خدا هستند. این هم یک دیدگاه است. این دیدگاه، به تعبیر گویس، نوعی یکسان‌انگاری آرمانی و نهایی برای انسان پدید می‌آورد. همه ما با هم فرق می‌کنیم، ولی همه ما در دل خدا به سر می‌بریم. همه اجزای یک خدا هستیم. درست همان‌طور که سلول‌های یک بدن الی ماشاءالله با هم فرق می‌کنند ولی همه‌شان دارند یک بدن را سامان می‌دهند و ساختار یک بدن را می‌سازند و کارکرد یک بدن را فراهم می‌آورند. این هم دیدگاه دوم است.

۳- دیدگاه سومی هم هست که این دیدگاه به درجه دومی نیست، اما دیدگاه بسیار شریفی است و آن دیدگاه این است که من هنوز هم در جهان بد و خوب، زشت و زیبا، بالا و پایین می‌بینم. هنوز هم به فراز و نشیب قائلم. هنوز هم به پالوده و آلوده، پاکیزه و ناپاکیزه قائلم. هنوز هم در جهان پلشتی می‌بینم. بنابراین، من نتوانستم به آنجا برسم که همه را به یک چشم ببینم. برای من فرق می‌کند. اما با همه مهربانی می‌کنم. نمی‌توانم بگویم این و آن را به یک چشم می‌بینم. برای من هنوز هم فرق می‌کند. اما با همه مهربانی می‌کنم. چون معتقدم مهربانی خوب‌ها را خوب‌تر می‌کند و بدها را خوب می‌کند.

چون فرصت کافی نیست من گزارش دیدگاه گویس را بسیار خلاصه کردم. با این تلقی از متن مقدس، اگر ما چنین انسان‌هایی شویم همان چیزی می‌شویم که بودا یا عیسی از ما می‌خواستند. اما اگر حاصل خواندن متون مقدس این شد که من و تعداد اندکی از مردم جهان برحق هستیم و بقیه بر باطل‌اند و زشت و پلشت و ملعون و خبیث‌اند و لقمه و نطفه‌شان مشکل دارد و …، این تلقی، تلقی‌ای نیست که باید از متون مقدس داشت. آیا باور می‌کنید خدایی با صفات سه‌گانه علم مطلق، قدرت مطلق و خیرخواهی علی‌الاطلاق کتاب‌های مقدسی را فرستاده باشد فقط برای اینکه انسان‌ها وقتی مطالعه‌شان می‌کنند خط‌کشی‌هایشان با هم بیشتر شود؟ آیا چنین چیزی را باور می‌کنید؟ لااقل این سه صفت خدا برای آنان که متدین‌اند قابل انکار نیست. اگر کسی به وجود خدا قائل نیست که هیچ، ولی آنهایی که متدین‌اند آیا باور می‌کنند خدایی که دارای علم مطلق و قدرت مطلق است و خیرخواهی علی‌الاطلاق نسبت به همه هستی دارد و خیرخواه همه هستی است کتاب مقدسی یا کتاب‌های مقدسی بفرستد که حاصلش این باشد که وقتی آدمیان می‌خوانند بفهمند که خودشان و جمعی مثل خودشان همه چیزشان درست است و بقیه انسان‌ها در طول تاریخ و در عرض جغرافیا همه‌شان بر باطل‌اند و همه‌شان ناپاک، پلید، ناشسته، آلوده و پلشت هستند و همه‌شان نیت فاسد دارند و همه‌شان عمل ناسالم می‌کنند؟ این باورکردنی نیست. اگر آن خدا این سه صفت را دارد ما بعد از خواندن پیام او باید به هم نزدیک‌تر و نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شویم.

در اینجا دیگر فرصت نیست که این نکته را عرض کنم که چگونه اگر با این سه تلقی کتاب مقدس را بخوانیم (که هرچه حق است در یک کتاب مقدس نیست و هر چه هم در یک کتاب مقدس هست حق نیست و نتیجتاً ما به همه متون مقدس همه ادیان و مذاهب و البته به متون فلسفی، عرفانی، روان‌شناسی، ادبی و به سایر فرآورده‌های پنج‌گانه‌ای که گفتم نیازمندیم) آن وقت حاصل آن یکی از این سه سنخ انسان می‌شود.

والسلام

[^۱]. هر دو صورتش روایت شده است.

صوت سخنرانی مصطفی ملکیان با عنوان «ما و متون مقدس»

تاریخ سخنرانی:۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

مکان : کتاب‌فروشی ساربوک کاشان

کتابِ خوب بخوانیم

توسط مجتبی بنائی - دوشنبه 22 مرداد 1397
گروه : روزنوشت
برچسب‌ها: #معرفی کتاب

مدتی است که خواندن کتاب به یک عادت روزانه‌ام تبدیل شده است که اکثر آنها را کتابهای رمان و کتابهایی با تم نواندیشی دینی و فلسفی (۴۰ سالگیه و بحران میانسالی!) تشکیل می‌دهند. همین الان در حال خواندن کتاب بسیار زیبای رنجهای وِرتر جوان هستم که الحق هم متن بسیار زیباست و هم ترجمه آقای حدادی، سلیس و روان .

رنجهای ورتر جوان <>

کتاب دوجلدی برادران کارامازوف (ترجمه لادن مدیر) هم چند فصلی بیشتر به انتهایش نمانده است، رمان ملت عشق که ماجرای آشنایی شمس و مولانا را در رمانی امروزی و بسیار زیبا روایت می‌کند(رمانی عالی با ترجمه‌ای فصیح )، رمان مساله اسپینوزا که از رمان‌های فلسفی ادبی دکتر یالوم عزیز است هم از جمله کتابهایی هستند که همزمان! در حال خواندن آنها هستم. کتاب‌ منتشر شده اخیر دکتر مجتهد شبستری هم آخرین درگیری‌های ذهنی آخر شب بنده را تشکیل می‌دهد.

در مورد هر کدام از این کتابها، به تفصیل مطالبی خواهم نوشت اما الان قصد دارم لیست کتاب‌هایی که از نویسندگان و اندیشمندان معاصر به دست آورده‌ام با خوانندگان عزیز سایت به اشتراک بگذارم و به تدریج آنرا کامل‌تر کنم تا شاید راهنما و تشویقی برای علاقه‌مندان به هنر قدیمی کتاب‌خوانی باشد .

این لیست را از سایتها و یا کانال‌های تلگرام که بخصوص هنگام برپایی نمایشگاه کتاب تهران ، مطالب ارزشمندی منتشر کرده بودند جمع آوری کرده‌ام و امیدوارم بتوانم تمامی آنها را بعد از خواندن، روزی در کتابخانه خود داشته باشم .

کتابخانه شخصی خودم <>

فهرست رمان‌های برتر خارجی از نظر مصطفی ملکیان

  1. برادران کارامازوف (۲ جلد)، داستایفسکی، ترجمه‌ی صالح حسینی، نشر ناهید [۷۵ هزار تومان]
  2. ژان کریستف (۴ جلد)، رومن رولان، ترجمه‌ی م. ا. به‌آذین، نشر فردوس [۱۳۰ هزار تومان]
  3. جان شیفته (۲ جلد)، رومن رولان، ترجمه‌ی م. ا. به‌آذین، نشر دوستان [۹۵ هزار تومان]
  4. سفر درونی، رومن رولان، ترجمه‌ی م. ا. به‌آذین، نشر نیلوفر [۳۲ هزار تومان]
  5. تراژدی‌های ایمان، رومن رولان، ترجمه‌ی بدرالدین مدنی، نشر پارت [ناموجود]
  6. زندگی بتهوون (۴ جلد)، رومن رولان، ترجمه‌ی محمد مجلسی، نشر دنیای نو، [۹۳ هزار تومان]
  7. مهاتما گاندی، رومن رولان، ترجمه‌ی محمد قاضی، نشر روزبهان [۱۸ هزار تومان]
  8. زوربای یونانی، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی محمد قاضی، نشر خوارزمی [۴۵ هزار تومان]
  9. مسیح باز مصلوب، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی محمد قاضی، نشر خوارزمی [۴۵ هزار تومان]
  10. گزارش به خاک یونان، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی صالح حسینی، نشر نیلوفر [۴۸ هزار تومان]
  11. آزادی یا مرگ، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی محمد قاضی، نشر خوارزمی [۳۰ هزار تومان]
  12. برادرکشی، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی محمد ابراهیم محجوب، نشر آمون [ناموجود]
  13. سرگشته‌ی راه حق، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه‌ی منیر جزنی، نشر امیرکبیر [ناموجود]
  14. جنگ و صلح (۲ جلد)، تولستوی، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر نیلوفر [۹۵ هزار تومان]
  15. رستاخیز، تولستوی، ترجمه‌ی پرویز شهدی، نشر مجید [۵۰ هزار تومان]
  16. آنا کارنینا (۲ جلد)، تولستوی، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر نیلوفر [۶۵ هزار تومان]
  17. مرگ ایوان ایلیچ، تولستوی، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر چشمه [۱۰ هزار تومان]
  18. سونات کرویتسر و چند داستان دیگر، تولستوی، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر چشمه [۳۵ هزار تومان]
  19. نارتسیس و گلدمونت، هرمان هسه، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر چشمه [۴۰ هزار تومان]
  20. سفر به سوی صبح، هرمان هسه، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر ماهی [۸ هزار تومان]
  21. گرگ بیابان، هرمان هسه، ترجمه‌ی کیکاووس جهانداری، نشر اساطیر [۲۳ هزار تومان]
  22. لبه‌ی تیغ، سامرست موام، ترجمه‌ی مهرداد نبیلی، نشر فرزان‌روز [۳۰ هزار تومان]
  23. پایبندی‌های انسانی، سامرست موام، ترجمه‌ی عبدالحسین شریفیان، نشر چشمه [۴۳ هزار تومان]
  24. حاصل عمر، سامرست موام، ترجمه‌ی عبدالله آزادیان، نشر ثالث [۱۲ هزار تومان]
  25. مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه، آندره ژید، ترجمه‌ی مهستی بحرینی، نشر نیلوفر [۲۲ هزار تومان]
  26. سکه‌سازان، آندره ژید، ترجمه‌ی حسن هنرمندی، نشر ماهی [۳۲ هزار تومان]
  27. درِ تنگ، آندره ژید، ترجمه‌ی عبدالله توکل و رضا سید حسینی، نشر نیلوفر [ناموجود]
  28. اگر دانه نمیرد، آندره ژید، ترجمه‌ی همایون نوراحمر، نشر نیلوفر [ناموجود]
  29. دخمه‌های واتیکان، آندره ژید، ترجمه‌ی سیروس ذکاء، نشر فرهنگ جاوید [۲۲ هزار تومان]
  30. عشق سال‌های وبا، گابریل گارسیا مارکز، ترجمه‌ی کیومرث پارسای، نشر آریابان [۴۲ هزار تومان]
  31. گزارش یک قتل از پیش اعلام شده، گابریل گارسیا مارکز، ترجمه‌ی کیومرث پارسای، نشر آریابان [۱۱ هزار تومان]
  32. کتابخانه‌ی بابل و ۲۳ داستان دیگر، خورخه لوییس بورخس، ترجمه‌ی کاوه سید حسینی، نشر نیلوفر [۱۵۵۰۰ هزار تومان]
  33. خانواده‌ی تیبو (۴ جلد)، روژه مارتن دوگار، ترجمه‌ی ابوالحسن نجفی، نشر نیلوفر [۱۲۰ هزار تومان]
  34. ژان باروا، روژه مارتن ودوگار، ترجمه‌ی منوچهر بدیعی، نشر نیلوفر [۴۸ هزار تومان]
  35. چهره‌ی مرد هنرمند در جوانی، جیمز جویس، ترجمه‌ی منوچهر بدیعی، نشر نیلوفر [۳۵ هزار تومان]
  36. اولیس، جیمز جویس، ترجمه‌ی منوچهر بدیعی (منتشرنشده)

🔹 تهیه شده در کانال تلگرامیِ #ملکیان_مدیا 🆔 @MalekianMedia

⚠️ توجه به نکات زیر درباره‌ی این فهرست ضروری‌ست:

  • قیمت‌ها براساس تاریخ ۱۵ مرداد ۹۷ و با رجوع به نشر مربوطه درج شده‌اند. موجود نبودن اثر نیز با رجوع به نشر مربوطه نوشته شده است، درنتیجه امکان اینکه این آثار در کتابفروشی‌های دیگر یافت شوند، وجود دارد.
  • رمانی که چند ترجمه‌ی مختلف داشته است، با توجه به نظر استاد ملکیان، ترجمه‌ی بهتر نسبت به بقیه‌ی ترجمه‌ها آورده شده است.
  • در مورد آثاری که فقط یک ترجمه‌ی فارسی دارند، همان ترجمه درج شده است ولی آن ترجمه لزوماً بهترین ترجمه نیست.

ده کتاب اثرگذار - مصطفی ملکیان

(نام / نویسنده / مترجم / انتشارات)

  1. راه حق/ بودا / رضا علوی / سروش
  2. دائو دجینگ / لائو دزو/ هرمز ریاحی و بهزاد برکت / تندر
  3. فصلهای درون / جوانگ دزو / هرمز ریاحی و بهزاد برکت / تندر
  4. مائده های زمینی و مائده های تازه / آندره ژید / مهستی بحرینی / نیلوفر
  5. Emerson / Collected Works
  6. Thomas Merton / The Seeds of Contemplation
  7. سیذارتا / هرمان هسه / سروش حبیبی / ققنوس
  8. گزارش به خاک یونان / نیکوس کازانتزاکیس / صالح حسینی / نیلوفر
  9. لبه تیغ / ویلیام سامرست موآم / مهرداد نبیلی / کتابهای جیبی
  10. زوربای یونانی/ نیکوس کازانتزاکیس / محمد قاضی / خوارزمی

کتابهای پیشنهادی حسین مختاری

  1. زوربای یونانی: نیکوس کازانتزاکیس( و دیگر آثارش).
  2. پیرمرد و دریا: ارنست همینگوی
  3. مزرعه حیوانات: جورج اورول.
  4. شازده کوچولو: اگزوپری.
  5. ماجراهای هاکلبری فین: مارک تواین.
  6. جنایت و مکافات: داستایوسکی.
  7. دیوید کاپرفیلد: چارلز دیکنز.
  8. دُن کیشوت: سِر وانتس.
  9. عقاید یک دلقک: هانریش بُل‌.
  10. ناطور دشت: سلینجر.
  11. خاطرات پس از مرگ... : ماشادو د آسیس.
  12. چنین کنند بزرگان: ویل کاپی.
  13. وقتی نیچه گریست: اروین یالوم.
  14. ژان کریستف: رومن رولان.
  15. بادبادک باز: خالد حسینی( و دیگر آثار)
  16. هزار توهای بورخس
  17. مادر: پرل باک
  18. دختری با گوشواره مروارید: تریسی شوالیه
  19. رویاهای ماده گرگ: چنگیز آیتماتوف
  20. جمیله: آیتماتوف
  21. روزی به درازای قرن: آیتماتوف( ترجمه ها: محمد مجلسی)
  22. بلندیهای بادگیر: امیلی برونته
  23. مرگ در آند: ماریو بارگاس یوسا
  24. موش ها و آدم ها: جان اشتاین بک
  25. دوست بازیافته: فِرد اولمن
  26. سیذارتا: هرمان هسه
  27. کوه جادو: توماس مان
  28. کیمیاگر: پائولو کوئیلو
  29. مائده‌های زمینی: آندره ژید
  30. جاناتان مرغ دریایی: ریچارد باخ
  31. دنیای سوفی: یوستین گردر
  32. عزاداران بَیَل: غلامحسین ساعدی
  33. ترس و لرز: ساعدی
  34. شوهر آهوخانم: محمدعلی افغانی
  35. روی ماه خداوند را ببوس: مصطفی مستور
  36. شازده احتجاب: هوشنگ گلشيری
  37. مدير مدرسه: جلال آل احمد
  38. نوبت عاشقی: محسن مخملباف
  39. تنگسیر: صادق چوبک
  40. انتری که لوطی‌اش مرده بود: چوبک
  41. داش آکل: صادق هدایت
  42. یوزپلنگانی که با من دویده‌اند: بیژن نجدی
  43. دایی جان ناپلئون: ایرج پزشکزاد
  44. اسفار کاتبان: قاضی ربیحاوی
  45. چراغ ها را من خاموش می کنم: زویا پیرزاد
  46. همسایه ها: احمد محمود
  47. شرق بنفشه: شهریار مندنی پور.

کانال تلگرامی گلهای معرفت @golhaymarefat

کتابهای پیشنهادی دکتر حمید ضیایی

  1. ** قرآن کریم، عهد عتیق و عهد جدید و نهج البلاغه
  2. علی شریعتی / هبوط در کویر**، گفتگوهای تنهایی، با مخاطب های آشنا
  3. پائولو کوئیلو / کیمیاگر، یازده دقیقه، مکتوب**
  4. جبران خلیل جبران / پیامبر و دیوانه**
  5. نیکوس کازانتزاکیس / آخرین وسوسه مسیح، زوربای یونانی**
  6. ویلهلم نیچه / چنین گفت زرتشت، غروب بت ها، تبارشناسی اخلاق، فراسوی نیک و بد**
  7. کی یر کگور / ترس و لرز، تعلیقه ی نهایی غیر علمی**
  8. خسرو حمزوی / شهری که زیر درختان سدر مرد**
  9. شهریار مندنی پور / شرق بنفشه ، مومیا و عسل، هشتمین روز زمین**
  10. نیکولو ماکیاولی / شهریار**
  11. صادق هدایت / حاجی آقا، زنده به گور، گجسته دژ**
  12. کورت وونه گات / سلاخ خانه شماره پنج**
  13. فئودور داستایفسکی / برادران کارامازوف**
  14. توماس هابز / لویاتان**
  15. دانیل دفو / رابینسون کروزو**
  16. زویا پیرزاد / چراغهارا من خاموش میکنم، عادت می کنیم**
  17. ميگوئل سروانتس / دن کیشوت**
  18. ميلان کوندرا / بار هستی**
  19. جلال ستاری / حالات عشق مجنون، پژوهشی در قصه ی اصحاب کهف**
  20. علی طهماسبی / اندوه یعقوب، بودنِ دشوار آدمی**
  21. جین وبستر / بابالنگ دراز**
  22. جی دی سالینجر / ناتور دشت**
  23. هرمان هسه / گرگ بیابان، دمیان،سیذارتا**
  24. شوپنهاور / در باب حکمت زندگی**
  25. ویتگن اشتاین / پژوهش های فلسفی**
  26. لیلیان وینیچ/ خرمگس**
  27. کافکا / قصر**
  28. آلبرکامو / بیگانه**
  29. جورج اورول / مزرعه حیوانات، 1984**
  30. ژوزه ساراماگو / کوری**
  31. مصطفی مستور / روی ماه خداوند را ببوس، چند روایت معتبر در باره ی برزخ**
  32. رضا امیر خانی / من او، قیدار، بی وتن**
  33. ابوتراب خسروی / اسفار کاتبان، رود راوی، هاویه، دیوان سومنات**
  34. سنت اگزوپری / شازده کوچولو**
  35. یوستین گاردر/ دنیای سوفی،**
  36. دانالی توماس / ماجراهای جاودان در فلسفه**
  37. کاترین کلمان / دنياي تئو**
  38. ریچارد باخ / جاناتان مرغ دریایی**
  39. عبدالکریم سروش/ قبض و بسط تئوریک شریعت، اوصاف پارسایان**
  40. مصطفی ملکیان / مهر ماندگار، راهی به رهایی، مشتاقی و مهجوری**
  41. هاینریش بل/ عقاید یک دلقک**

عبدالحمید ضیایی

کتابهای معرفی شده مجتبی اعتمادی نیا

اردیبهشت 97

  • «محاکمه اسپینوزا» اثر دیوید آیوز/ نشر پایان.(نمایشنامه فلسفی)
  • «عاشقانه های یک یاغی»(بازخوانی زندگی، شعر و اندیشۀ سعید سرمد کاشانی) / نشر هزاره ققنوس.(عرفان و ادبیات)
  • «چگونه خدا مغز شما را تغییر می دهد» اثر آندرو نیوبرگ و مارک رابرت والدمن/ نشر بخشایش.(عصب شناسی و دین)
  • «چه کسی مغز مرا خاموش کرد؟» اثر کارولاین لیف/ نشر پندار تابان.(روان شناسی)
  • «مرگ آشنایی؛ پژوهشی در باب چيستی و ابعاد مختلف تجربه‌‌های نزديك به مرگ» اثر مجتبی اعتمادی نیا/ نشر علمی فرهنگی. (فراروان شناسی و فلسفه)
  • «روش ذِن» اثر اویگن هریگل/ نشر فراروان.(ادیان شرق)
  • «دعوت به تمرین ذِن» اثر آلبرت لو/ نشر فراروان.(ادیان شرق)
  • «آزادی حیوانات» اثر پیتر سینگر/ نشر ققنوس. (اخلاق)
  • «مُزخرفات فارسی» اثر رضا شکراللهی/ نشر ققنوس.(ادبیات)
  • «بازیچه دست دیگران نشوید» اثر ژاک ریگارد/ نشر ققنوس.(روان شناسی)
  • «نیروی حال» (راهنمای بیداری معنوی) اثر اکهارت تول/ نشر ذهن آویز.(عرفان)
  • «فصل های درون» اثر جوانگ دزو/ نشر پیکان. (ادیان شرق/ آیین دائو)
  • «عقاید یک دلقک» اثر هاینریش بُل/ نشر چشمه.(رمان)
  • «وحدت وجود به روایت ابن عربی و مایستر اکهارت» اثر قاسم کاکایی/ نشر هرمس.(عرفان و فلسفه)
  • «ویتگنشتاین و حکمت» اثر مالک حسینی/ نشر هرمس.(فلسفه)
  • «پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است» اثر دنیل کلاک و ریموند مارتین/ نشر هرمس.(فلسفه)
  • «اخلاق دین شناسی» اثر ابوالقاسم فنایی/ نشر نگاه معاصر.(اخلاق و فقه)
  • «سه گفتار در غُلوپژوهی» اثر جویا جهانبخش/ نشر اساطیر. (تاریخ و کلام شیعی)
  • «دُن کیشوت» اثر سروانتس/ نشر ثالث. (رمان)
  • «ابن عربی، چهره برجسته عرفان اسلامی» اثر محسن جهانگیری/ نشر دانشگاه تهران. (تاریخ عرفان)
  • «جستارهايی در باب عشق» اثر آلن دو باتن/ نشر نیلوفر. (فلسفه و اخلاق)
  • «تاریخ بی خردی!» (از تروا تا ویتنام) اثر باربارا تاکمن/ نشر کارنامه.(تاریخ و فلسفه)
  • «دائو ده جینگ» اثر لائوتزی (ترجمه از متن چینی باستان)/ نشر زندگی روزانه.(متون مقدس ادیان شرق/ آیین دائو)
  • «در جستجوی معجزه‌آسا» اثر پیتر دمیانوویچ اوسپنسکی /نشر علم. (عرفان)
  • «عرفان و رندی در شعر حافظ» اثر داریوش آشوری / نشر مرکز.(ادبیات و عرفان)
  • «صد پرسش» (جعبه ابزاری برای گفت وگو) اثر آلن دوباتن / ‌نشر نو. (فلسفه)
  • «مرشد و مارگریتا» اثر میخائیل بولگاکف/ نشر نو. (رمان)

کتابهای معرفی شده سایت صدانت

معرفی چند کتاب مفید به مناسبت نمایشگاه کتاب

  • کتاب آزادی حیوانات اثر پیتر سینگر ✨ → 3danet.ir/WdNJr
  • کتاب انسان خردمند اثر یووال نوح هراری ✨ → 3danet.ir/RECa3
  • کتاب درآمدی بر فهم هرمنوتیک اثر لارنس. اشمیت ✨ → 3danet.ir/mrL3l
  • کتاب میان شک و ایمان اثر جان هیک ✨ → 3danet.ir/wZJAl
  • کتاب سمت روشن زندگی اثر صدیق قطبی ✨ → 3danet.ir/KdTPH
  • کتاب کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان ✨ → 3danet.ir/MM2QA
  • کتاب زوربای یونانی اثر نیکوس کازاتزاکیس ✨ → 3danet.ir/eiJfp
  • کتاب ساختار و تأویل متن اثر بابک احمدی ✨ → 3danet.ir/X0wCo
  • کتاب کار روشنفکری اثر بابک احمدی ✨ → 3danet.ir/KzQEz
  • کتاب اخلاق دین شناسی اثر ابوالقاسم فنایی ✨ → 3danet.ir/uUCMc
  • کتاب دین در ترازوی اخلاق اثر ابوالقاسم فنایی ✨ → 3danet.ir/UeH3X
  • کتاب ادب گفت‌وگو اثر مهدی ایرانمنش ✨ → 3danet.ir/p5pjp
  • کتاب ایمان چیست اثر آنتونی کنی ✨ → 3danet.ir/2AD1b
  • کتاب مبانی نقد فکر سیاسی اثر مرتضی مردیها ✨ → 3danet.ir/mileL
  • کتاب فضیلت عدم قطعیت در علم شناخت اجتماع اثر مرتضی مردیها ✨ → 3danet.ir/S1PUF
  • کتاب روانشناسی و دین اثر مایکل آرگیل ✨ → 3danet.ir/z76yb
  • کتاب مجاز در حقیقت اثر حسین دباغ ✨ → 3danet.ir/6N8dc
  • کتاب تأمّل‌ در حافظ‌ اثر محمدعلی اسلامی ندوشن ✨ → 3danet.ir/LOvJ8
  • کتاب فلسفه دین، درآمدی تاریخی اثر لیندا زاگزبسکی ✨ → 3danet.ir/ISAd0
  • کتاب فلسفه اخلاق اثر جیمز ریچلز ✨ → 3danet.ir/czLaj
  • کتاب مخلوقات فانی اثر اروین یالوم ✨ → 3danet.ir/22YEk
  • کتاب مسئله اسپینوزا اثر اروین یالوم ✨ → 3danet.ir/bFm1w
  • کتاب روان درمانی اگزیستانسیال اثر یالوم ✨ → 3danet.ir/p6E6C
  • کتاب والدن اثر هنری دیوید ثورو ✨ → 3danet.ir/6uEqo
  • کتابدرشت بندباز اثر ساسان حبیب وند ✨ → 3danet.ir/pNIib
  • کتاب جهان لغزنده است آنتونی گیدنز ✨ → 3danet.ir/WYYqE
  • کتاب دین و نظریه اجتماعی اثر محمدرضا جلائی‌پور ✨ → 3danet.ir/v9gG2
  • کتاب ریشه‌های رمانتیسم اثر آیزایا برلین ✨ → 3danet.ir/6g8JU
  • کتاب هراس از معرفت: در نقد نسبی‌انگاری اثر پل بوغوسیان ✨ →3danet.ir/s0Nj1
  • کتاب راهی به رهایی اثر مصطفی ملکیان ✨ → 3danet.ir/LUfia
  • کتاب تسلی بخشی های فلسفه اثر آلن دوباتن ✨ → 3danet.ir/jHYrZ
  • کتاب‌های تامس نیگل✨ → 3danet.ir/azovi

برای کسانی که دغدغه خدا، ایمان و نیایش دارند

به انتخابِ صدیق قطبی

  • خدا آنگونه که من می‌فهمم، مهاتما گاندی، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
  • درباره خدا، مایکل پامر، ترجمه نعیمه پورمحمدی، نشر علمی فرهنگی
  • چگونه خدا را بشناسیم، دی پاک چوپرا، ترجمه زهره فتوحی و فرخ سیف بهزاد، انتشارات اوحدی
  • خداشناسی از ابراهیم تا کنون، کرن آمسترانگ، ترجمه محسن سپهر، نشر مرکز
  • درد جاودانگی، میگوئل د اونامونو، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، نشر ناهید
  • دریای ایمان، دان کیوپیت، ترجمه حسن کامشاد، نشر طرح‌نو
  • در باب دين: معنا، رويکرد و آينده، کيت وارد، ترجمه سودابه کریمی، نشر حکمت
  • عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، مایکل تاد پترسون و...، ترجمه احمد نراقی - ابراهیم سلطانی، نشر طرح نو
  • نیایش، مهاتما گاندی، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی
  • هنگام نیایش چه می‌کنیم؟ (در باب نیایش و سرشت ایمان)، ونسان برومر، ترجمه: مسعود رهبری-اشکان بحرانی، نشر هرمس
  • نیایش: پژوهشی در تاریخ و روان‌شناسی دین، فریدریش هایلر، ترجمه‌ی شهاب‌الدین عباسی، نشر نی
  • مشتاقی و مهجوری، مصطفی ملکیان، نشر نگاه معاصر
  • حدیث آرزومندی: جستارهایی در عقلانیت و معنویت، مصطفی ملکیان، نشر نگاه معاصر
  • راهی به رهایی: جستارهایی در باب عقلانیت و معنویت، مصطفی ملکیان، نشر نگاه معاصر
  • در رهگذار باد و نگهبان لاله(دو جلد)، مصطفی ملکیان، نشر نگاه معاصر
  • آئین در آیینه: مروری بر آراء دین‌شناسانه عبدالکریم سروش، سروش دباغ، نشر صراط
  • سنت و سکولاریسم: گفتارهایی از عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان، محسن کدیور؛ نشر صراط
  • ایمان و آزادی، محمد مجتهد شبستری، نشر طرح نو
  • رساله دین شناخت: مدلی در تحلیل ایمان ابراهیمی، آرش نراقی، نشر طرح نو
  • حدیث حاضر و غایب: مقالاتی درباب الهیات غیبت، آرش نراقی، نشر نگاه معاصر
  • سنت و افق‌های گشوده، آرش نراقی، نشر نگاه معاصر

@sedigh_63

کتاب‌هایی برای علاقه‌مندان به عرفان اسلامی و زندگی معنوی

به انتخابِ صدیق قطبی

  • ابعاد عرفانی اسلام، آنه ماری شیمل، ترجمه‌ی عبدالرحیم گواهی، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • باغ همیشه سبز: بررسی خاستگاه و مراحل اولیه شکل گیری تصوف، تور آندره، ترجمه فاطمه هشترودی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
  • صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها، نادر ابراهیمی، نشر روزبهان
  • سیبی و دو آینه: در مقامات و مناقب عارفان فره مند، قاسم هاشمی نژاد، نشر مرکز
  • پیمانه‌های بی‌پایان: قصه‌های کوتاه ادبیات عرفانی(جلد دوم: متون منثور فارسی)،‌ دکتر مهدی محبتی، نشر هرمس
  • یک حرف صوفیانه: سخنانی از عارفان، محمود عابدی، نشر سخن
  • گزیده فیه مافیه (مقالات مولانا)، تلخیص، مقدّمه، و شرح: دکتر حسین الهی قمشه‌ای،‌ نشر علمی فرهنگی
  • خمی از شراب ربّانی: گزیده‌ی مقالات شمس، انتخاب و توضیح محد علی موحد، نشر سخن
  • دفتر روشنایی، از میراث عرفانی بایزید بسطامی، مقدمه تصحیح و تعلیقات محمد رضا شفیعی کدکنی، نشر سخن
  • در هرگز و همیشه‌ی انسان، از میراث عرفانی خواجه عبدالله انصاری، مقدمه تصحیح و تعلیقات محمد رضا شفیعی کدکنی، نشرسخن
  • چشیدن طعم وقت، از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر، مقدمه تصحیح و تعلیقات محمد رضا شفیعی کدکنی، نشر سخن
  • نوشته بر دریا، از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، مقدمه تصحیح و تعلیقات محمد رضا شفیعی کدکنی، نشر سخن
  • در جستجوی رستگاری(حکایت‌های کیمیای سعادت)، شهاب‌الدین عباسی، نشر مروارید
  • آینه جان، مقالاتی درباره احوال و اندیشه‌های مولانا جلال‌الدین بلخی، آرش نراقی، نشر نگاه معاصر
  • باغ سبز: گفتارهایی درباره شمس و مولانا، محمدعلی موحد،‌نشر کارنامه
  • عارف جان سوخته: شرح حال مولانا، نهال تجدد، ترجمه مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
  • در جستجوی مولانا، نهال تجدد، ترجمه مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
  • ملت عشق، الیف شافاک، ترجمه ارسلان‌ فصیحی‌، نشر ققنوس
  • سرگشته راه حق، نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه منیر جزنی،‌ نشر امیرکبیر
  • حکمت مردان صحرا، تامس مرتون، ترجمه فروزان راسخی، ‌نشر نگاه معاصر
  • راه‌ عشق(داستان تحول روحی مهاتما گاندی)، اکنات‌ ایسواران‌، ترجمه شهرام‌ نقش‌ تبریزی‌، نشر ققنوس
  • خدا آن‌گونه که من می‌فهمم، مهاتما گاندی، ترجمه شهرام نقش تبریزی،‌نشر نی
  • حیات معنوی از دیدگاه عرفان مسیحی: حقایق والای معنوی برای زندگی هر روزه، اثر اولین آندرهیل، ترجمه سیمین صالح، نشر شور

کتاب‌های برای بهبود کیفیت زندگی

به انتخابِ صدیق قطبی

  • فلسفه‌ای برای زندگی: روش‌های کهن رواقی برای زندگی امروز، ویلیام اروین، ترجمه محمد یوسفی، نشر ققنوس(ترجمه‌ی دیگر: فلسفه‌ای برای زندگی: رواقی زیستن در دنیای امروزی، ویلیام اروین، ترجمه محمود مقدسی، نشر گمان)
  • نیروی حال، اکهارت تول، ترجمه هنگامه آذری، نشر کلک آزادگان
  • جهانی نو: آگاهی معنوی از آهنگ زندگی؛ اکهارت تله، ترجمه هنگامه آذری، نشر کلک آزادگان(ترجمه‌ی دیگر: ملکی دیگر، ملکوتی دیگر، اکهارت تلی، ترجمه سیامک عاقلی، نشر نامک)
  • سکون سخن می‌گوید، از اکهارت توله، ترجمۀ فرناز فرود، نشر کلک آزادگان
  • تسلی بخشی‌های فلسفه، آلن دو باتن، ترجمه عرفان ثابتی، نشر ققنوس
  • چهار میثاق: کتاب خرد سرخ‌پوستان تولتک، میگل روئیز، ترجمه دل‌آرا قهرمان، نشر ذهن‌آویز/ نشر پیکان
  • «چطور زندگی كنيم؟» (سرگذشت مونتنی در يک سؤال و بيست جواب)، سارا بيكول، ترجمه مريم تقديسی، نشر ققنوس
  • چگونه از تنهایی لذت ببریم، سارا میتلند، ترجمه سما قرایی،‌ نشر هنوز
  • چگونه سلامت عاطفی داشته باشیم، آلیور جیمز، ترجمه سما قرایی، نشر هنوز
  • چگونه عاقل بمانیم، فلیپا پری، ترجمه تینا حمیدی، نشر هنوز
  • درس‌های نیچه برای زندگی، جان آرمسترانگ، ترجمه‌ صالح نجفی،‌ نشر هنوز
  • درس‌های فروید برای زندگی، برت کار، ترجمه صالح نجفی،‌ نشر هنوز
  • انسان در جستجوی معنا، ویکتور فرانکل، ترجمه دکتر نهضت صالحيان و مهین میلانی، نشر درسا
  • از دل تو تا دل من؛ دوازده گام برای زندگی مهربانانه، کارن آرمسترانگ، رجمه مرضیه سلیمانی، فرهنگ نشر نو
  • زندگی خوب (۳۰ گام فلسفی براي كمال بخشيدن به هنر زيستن)، مارک ورنون، ترجمه پژمان طهرانیان، فرهنگ نشر نو
  • ۴۲ اندیشۀ ناب: تأملاتی دربارۀ زندگی، جهان و هر آن چیز دیگر، مارک ورنون، ترجمه پژمان طهرانیان، فرهنگ نشر نو
  • تائوت چینگ، لائو تزو، ترجمه فرشید قهرمانی، نشر مثلث
  • تأملات، مارکوس اورلیوس، ترجمه عرفان ثابتی،‌نشر ققنوس

کتاب‌های تأثیرگذارِ معنوی از نظر استاد ملکیان

  1. بودا: ذمه پده [= راه حق، ترجمه‌ی رضا علوی]
  2. کنفوسیوس: تعالیم [= مکالمات، ترجمه‌ی حسین کاظم‌زاده ایرانشهر]
  3. لائوتسه: دائو دِ جینگ [ترجمه‌ی ع. پاشایی + ترجمه‌ی دیگر از بهزاد برکت و هرمز ریاحی]
  4. چوآنگ دزو: فصل‌های درون [ترجمه‌ی مریم کمالی و مسعود شیر بچه + ترجمه‌ی دیگر بهزاد برکت و هرمز ریاحی]
  5. مونتنی: تتبّعات (گزیده) [ترجمه‌ی احمد سمیعی گیلانی]
  6. آندره ژید: مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه [ترجمه‌ی مهستی بحرینی]
  7. آکویناس: کلیاتِ الهیات [گزیده‌ی کوتاهی از آن با عنوان "در تدبیر و حکومت الهی" در کتاب «فلسفه‌ی نظری/جلد اول» با ترجمه‌ی منوچهر بزرگمهر منتشر شده است.]
  8. داستایفسکی: برادران کارامازوف [ترجمه‌ی صالح حسینی]
  9. توماس آکمپیس: تشبه به مسیح [ترجمه‌ی سایه میثمی + ترجمه‌ی دیگر با عنوان اقتدا به مسیح از سعید عدالت نژاد]
  10. مولوی: مثنویِ معنوی
  11. جان بانی‌یِن: سیر و سلوک زائر [ترجمه‌ی گلناز حامدی]
  12. تأملات: مارکوس اورلیوس [ترجمه‌ی عرفان ثابتی]

سایر کتاب‌های معرفی شده توسط استاد ملکیان

  1. هنر شناخت مردم، بهترين و در عين حال عالمانه‌ترين و ساده‌ترين كتابی كه در زمينه‌ی شناخت تيپ‌های روانشناختی به فارسی ترجمه شده است، با ترجمه نسبتاً خوب محمد گذرآبادی.
  2. جهان همچون اراده و تصور، اثر كلاسيک شوپنهاور.
  3. سيطره‌ی خير و مخصوصاً مجموعه سخنرانی‌های گيفورد به نام نياز اخلاق به مابعدالطبيعه، آيريس مرداک؛ درباره‌ی اينكه علت اخلاقی نزيستن ما اين است كه قدرت تخيل قوی نداريم و نمی‌توانيم خود را جای ديگران بگذاريم.
  4. تأملات، مارکوس اورلیوس، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، نشر ققنوس
  5. محاكمه در اورشليم: یا پيش پا افتادگی شر، هانا آرنت؛ باز هم درباره‌ی اينكه علت اخلاقی نزيستن ما اين است كه قدرت تخيل قوی نداريم و نمی‌توانيم خود را جای ديگران بگذاريم.
  6. راسپوتين [مرد مرموز دربار روسيه]، توصيه می‌كنم داستان زندگی گريگوری راسپوتين را بخوانيد؛ او فقير ژنده‌پوشی بود كه هيچ نداشت، اما آخرين تزار و ملكه روسيه گرفتار كاريزمای او شدند و تمام سلطنت خود را فدای اين شياد به تمام معنا كردند و حتی لحظه‌ی آخر هم با اينكه او مرده بود، دست از او برنداشتند.
  7. ازدحام تنهايان، كتاب خيلی معروف رايزمن، روانشناس معروف اجتماعی. وی معتقد است كه انسانها در حاق واقع تنها هستند و وقتی احساس تنهايی نمی‌كنند دستخوش توهم‌اند و اگر انسان در همه حالات زندگی خود به تنهايی‌اش وقوف داشت، همواره اخلاقی زندگی می‌كرد.
  8. آثار داستايفسكی؛ بهترين نمونه‌های وسوسه را در آثار داستايفسكی می‌توان ديد، كسی به اندازه‌ی او به رويارويی وسوسه و ضابطه‌ی اخلاقی توجه نكرده است. رابينز، الهيدان آمريكايیِ طرفدار تيليش، جايی درباره داستايفسكی گفته است كه او فلاكت و شكوه انسان را همزمان نشان داده است. يعنی قهرمان داستانهای او گاه در برابر وسوسه چيزهای عظيم مقاومت می‌كند، اما در برابر چيزی به مراتب كمتر از آن هيچ مقاومتی ندارد.
  9. پانزده موعظه، جوزف باتلر. باتلر در اين كتاب اين بحث را پيش می‌كشد كه اساساً اخلاقی نزيستن انسان برای اين است كه خودفريب است و نفاق درونی دارد.
  10. داشتن يا بودن، اريش فروم. توصيه می‌كنم اين كتاب را حتماً‌ بخوانيد. دو ترجمه از اين كتاب هست؛ يكی از اکبر تبریزی که ترجمه‌ی بسيار ضعيفی است و ديگری كه بهتر است ترجمه‌ی كيومرث خداجويها است.
  11. غرور و تعصب، جين آستين؛ رمان معروف ادبيات قرن نوزدهم اروپا، كه بايد عنوانش را به «غرور و پيش‌داوری» ترجمه می‌شد.
  12. آهستگی، ميلان كوندرا، نويسنده پست‌مدرن روزگار ما. تمام سخن او در اين رمان اين است كه انسان چون عجله می‌كند، كل زندگیِ خود را عاری از لذت كرده است.
  13. رمان كلكسيونر نوشته‌ی جان فولز. در اين رمان، قهرمان (يا ضدقهرمان) داستان از بس دوست دارد محبوب خودش را حفظ كند تا هيچ گزندی به او نرسد، او را در صندوقی نگه می‌دارد تا هيچ موجودی به او كاری نداشته باشد و كاری می‌كند كه او می‌ميرد؛ بله، پروانه‌ی خشكيده در اختيار ماست و ما مالک اوییم، اما اين پروانه غير از پروانه‌ای‌ست كه هر لحظه جايی می‌رود.
  14. در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمد مبشری، انتشارات نیلوفر
  15. انسان در جستجوی خویشتن، رولو مِی، ترجمه سید مهدی ثریّا، نشر دانژه
  16. لذت حضور یا اقتدار اکنون، اکهارت تول، ترجمه دل‌آرا قهرمان و فرح‌ناز حیدری، انتشارات سخن/ ترجمه‌ی دوم: شکوه زندگی در لحظه‌ی حال، اکهارت تول، ترجمه علی علی‌پناهی، نسل نواندیش/ ترجمه‌ی سوم: نیروی حال، اکهارت تول، ترجمه هنگامه آذری، نشر کلک آزادگان/ ترجمه‌ی چهارم: تمرین نیروی حال، اکهارت توله، ترجمه فرناز فرنود، نشر کلک آزادگان
  17. طلوع زمینی نو، کشف هدف زندگی؛ اکهارت تول، ترجمه مریم تقدیسی، نشر بخشایش/ ترجمه‌ی دوم: سرزمین جدید، برانگیزنده‌ی اهداف زندگی‌تان، اکهارت تول، ترجمه ندا شادنظر، نشر قطره/ ترجمه‌ی سوم: زمینی نو: بیدار شدن نسبت به هدف زندگی‌تان، اکهارت تول، ترجمه میترا معتضد، نشر البرز/ ترجمه‌ی چهارم: سرزمین تازه: بیدارشدن نسبت به هدف زندگی‌تان، اکهارت تول، ترجمه چیستا یثربی، نشر پوینده
  18. هنر عشق ورزیدن، اریک فروم، ترجمه پوری سلطانی، انتشارات مروارید
  19. وقتی نیچه گریست، اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره/ ترجمه‌ی دیگر: و نیچه گریه کرد، اروین یالوم، ترجمه مهشید میرمعزی، نشر نی
  20. هنر درمان، اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، انتشارات قطره/ ترجمه‌ی دیگر: موهبت روان‌درمان‌گری، اروین یالوم، ترجمه مهشید یاسایی، نشر ققنوس
  21. دژخیم عشق، اروین یالوم، ترجمه مهشید یاسایی، نشر آمون
  22. درمان شوپنهاور، اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره/ ترجمه‌ی دیگر: درمان شوپنهاور، اروین یالوم، ترجمه حمید طوفانی و زهرا حسینیان، نشر ترانه
  23. مامان و معنی زندگی، اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر قطره
  24. روان‌درمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر نی
  25. خیره به خورشید، اروین یالوم، ترجمه مهدی غبرائی، نشر نیکونشر/ ترجمه‌ی دیگر: خیره به خورشید نگریستن، اروین یالوم، ترجمه اورانوس قطبی نژاد و پروانه والی، نشر ایران‌بان
  26. تسلی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دو باتن، ترجمه عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس
  27. پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند، آلن دو باتن، ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
  28. هنر سیر و سفر، آلن دو باتن، ترجمه گلی امامی، انتشارات نیلوفر
  29. رساله‌ای کوچک در باب فضیلت‌های بزرگ، آندره کنت اسپونویل، ترجمه مرتضی کلانتریان، نشر آگه
  30. هنر شناخت مردم، پُل دی تیگر و باربارا بارون تیگر، ترجمه محمد گذرآبادی، نشر هرمس
  31. زندگی برازنده من، کارول اس پیرسون و هیو کی مار، ترجمه کاوه نیّری، انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی
  32. نظریه‌های شخصیت، دوان شولتز، مترجمان: یوسف کریمی و ….، نشر ارسباران
  33. مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه، آندره ژید، ترجمه‌ مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
  34. پرورش هوش اخلاقی، میکله بوربا، ترجمه فیروزه کاوسی، انتشارات رشد/ ترجمه‌ی دیگر: کلیدهای پرورش هوش اخلاقی، میشل برنا، ترجمه فرناز فرنود، نشر صابرین
  35. چهار میثاق: کتاب خرد سرخ‌پوستان تولتک، میگل روئیز، ترجمه دل‌آرا قهرمان، نشر ذهن‌آویز/ ترجمه‌ی دیگر: چهار میثاق (زندگی بر اساس خرد سرخ‌پوستان تولتک)، میگل روئیز، ترجمه فرشته جنیدی، نشر تعالیم حق
  36. گل‌های معرفت: مجموعه سه داستان، اریک امانوئل اشمیت، ترجمه سروش حبیبی، نشر چشمه
  37. شب‌های روشن، فیودور داستایفسکی، ترجمه سروش حبیبی، نشر ماهی

سیر مطالعاتی دینی - صدانت

الف) دور نخست؛

  • بخش اول و دوم از مجموعۀ آشنایی با علوم اسلامی (منطق و فلسفه)، مرتضی مطهری
  • دنیای سوفی، یوستین گاردر (با ترجمه‌های متعدد به زبان فارسی)
  • منطق کاربردی، علی‌اصغر خندان
  • فلسفۀ نیایش، علی شریعتی
  • علل گرایش به مادیگری، مرتضی مطهری
  • بامداد اسلام، عبدالحسین زرین‌کوب
  • کارنامه اسلام، عبدالحسین زرین‌کوب
  • ویژگی‌های قرون جدید، علی شریعتی
  • پا به پای وحی، مهدی بازرگان
  • حکمت و معیشت، عبدالکریم سروش

ب) دورۀ دوم؛

  • رازدانی، روشنفکری و دینداری، عبدالکریم سروش
  • سرآغاز نواندیشی معاصر، مقصود فراستخواه
  • ایمان و آزادی، محمد مجتهد شبستری
  • نامه به یک کشیش، سیمون وی، فروزان راسخی
  • هرمنوتیک، کتاب، سنت، محمد مجتهد شبستری
  • عرفان و فلسفه، والتر ترنس استیس، بهاء‌الدین خرمشاهی
  • نقدی بر قرائت رسمی از دین، محمد مجتهد شبستری
  • راهی به رهایی، مصطفی ملکیان

ج) دورۀ سوم؛

  • قبض و بسط تئوریک شریعت، عبدالکریم سروش
  • بعد پنجم (کاوش در قلمرو روحانی)، جان هیک، بهزاد سالکی
  • عقل و اعتقاد دینی، مایکل پترسون، آرش نراقی و ابراهیم سلطانی
  • تنوع تجربه دینی، ویلیام جیمز، حسین کیانی
  • روان‌شناسی دین، دیوید وولف، محمد دهقانی
  • سیری در سپهر جان، انتخاب و ترجمه: مصطفی ملکیان
  • بسط تجربه نبوی، عبدالکریم سروش
  • معنای متن، نصر حامد ابوزید، مرتضی کریمی‌نیا

نوشته‌های تازه

بازگشتی دوباره

بازگشتی دوباره

پنجشنبه 11 مرداد 1397 توسط مجتبی بنائی / روزنوشت

بعد از سه سال، روزنوشت‌های خودم را در سایت شخصی از سر گرفتم.

ادامه مطلب
مسئولیت فراموش شده دانشگاه

مسئولیت فراموش شده دانشگاه

شنبه 06 مرداد 1397 توسط مجتبی بنائی / کشکول

مسئولیت فراموش‌شده دانشگاه در ایران

ادامه مطلب
لذت شنیدن پادکست‌های باکیفیت فارسی

لذت شنیدن پادکست‌های باکیفیت فارسی

پنجشنبه 04 مرداد 1397 توسط مجتبی بنائی / روزنوشت

لذت شنیدن پادکست‌های فارسی و معرفی چند پادکست فارسی خوب

ادامه مطلب
تبدیل تصاویر و اسکن ها به متن به کمک امکانات جدید گوگل

تبدیل تصاویر و اسکن ها به متن به کمک امکانات جدید گوگل

شنبه 06 تیر 1394 توسط مجتبی بنائی / تخصصی

تبدیل تصاویر و اسکن ها به متن به کمک امکانات جدید گوگل

ادامه مطلب