تعریف جامع و مانع از کارمند

توسط مجتبی بنائی - یکشنبه 18 فروردین 1392 - گروه : کشکول - مشاهده : 0
برچسب‌ها: #برای‌لبخند #خواندنیها #لبخند

s: خواندنیها | لبخند ·         کارمند موجودی است گوش به زنگ که مدام مال دیگران را می شمارد. ·         دایم به فکر کار دوم است. ·         از غذا همیشه ناراضی است. ·         جملاتش شرطی بوده و معمولا با " اگر من اینطور بودم، اگر اینجوری بود، اگر مجرد بودم و اگر ... ." شروع می گردد ولی به هیچ چیز مثبت قابل لمسی ختم نمی شود. ·         همیشه دوستانی دارد که موفق و پولدار شده اند. ·         حسرت گذشته را می خورد که چرا زمین و ملک و طلا نخریده (بعد از هر افزایش ناگهانی یادش می افتد). ·         ناراحتی کم پولی و زندگی سخت خود را با دیدن در باز دستشویی به سرعت فراموش می کند و خیلی خوشحال می شود. · همیشه دیر می رسد (به هر چیزی که فکر کنی). ·         بازنده هر معامله خارج از محل کار خود است (هارت و هورتش مال همکارانش است). ·         برای سلامتیش خیلی احتیاط می کند اما همیشه شکم دارد، کمر درد دارد و کچل می شود. ·         اگر دست به کار بزرگی بزند مثلا یک ماشین با کلاس بگیرد تا مدت ها هر ماه کم می آورد. هنوز کلاس زبان می رود. · هی می خواهد از مملکتش برود ولی هی شرایط سخت تر می شود. ·         معلوم نیست در زندگی در چه چیزی استعداد دارد و یا علاقه مند چیست (بسته به شرایط و جو حاکم، علایق و استعدادش در حال تغییر است). ·         با دیدن یک ساختمان شیک همیشه به این موضوع فکر می کند که اگر این ساختمان مال خودش بود دیگر هیچوقت کار نمی کرد ( و خیلی سریع تعداد واحدها در هر طبقه ضربدر تعداد طبقات ضربدر حدود مبلغ اجاره هر واحد). ·         هر زمانی که به کارمند مراجعه کنی می خواهد تا آخر سال (همان سالی که به او مراجعه کردی) از شرکت برود و تو و همه آدم های ذلیل را به حال خودش بسپارد. تو  هم مدت ها احساس پوچی و ذلالت میکنی!!!!!!! ·         تمام هم و غمش اینست که چرا از توانایی ها و استعدادش استفاده نمی شود. ·         فکر می کند با هر چای سبز کیسه ای که می خورد چه خدمتی به سلامتی بدنش می کند!!!. حالا انصافا  مگه غير از اينه !!!!!

نظرات