من گرفتم تو نگیر ایرج میرزا

توسط مجتبی بنائی - پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 - گروه : کشکول - مشاهده : 0
برچسب‌ها: #اشعار #خواندنیها #زن #شعر #لبخند

s: خواندنیها | زن | شعر | لبخند شعری زیبا و طنز از ایرج میرزا اندر مضرات ازدواج : زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لاي حصير … من گرفتم تو نگير بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام مي دهد يونجه به من جاي پنير … من گرفتم تو نگير

نظرات